چگونه همسر دلخواهم را بیابم؟
ازدواج چیزی نیست که باید به دست آورید، کاری ست که باید آن را انجام دهید
من. ، امروز در پایان
دوره ی دوست داشتن خود، در مقابل همه ی اهالی وبلاگ به خودم و به همه قول می دهم
که از این پس خودم را به زیادی دوست بدارم، برای خودم ارزش قائل شوم و به خودم
احترامی که شایسته ی وجود مقدس من است بگذارم. من قول می دهم که تلاش کنم
تا همیشه همه ی افکار نازیبا را از خودم با قدرت دور کنم و یادم باشدکه من موجودی
بسیار قدرتمند، زیبا و شگفت هستم. من متعهد می شوم که به موجب این نوشته، از امروز
تا ابد، برای هرخطایی که مرتکب شده ام یا می شوم خودم را در زودترین زمان ممکن،
ببخشم و دیگران را نیز به خاطر خطاهایشان مورد عفو خود قرار دهم و از خداوند نیز
بخواهم که به دیگران کمک کند تا مرا نیز به خاطر خطاهایم عفو نمایند. من این
تعهدنامه را امروز، اول آبان سال 1391 امضا می کنم تا نامم در این وبلاگ برای
همیشه ثبت شود تا هر زمانی که خواستم به خودم بدی کنم یا کمتر خودم را دوست داشتم
به این جا بیایم و نام خودم را ببینم.... من قول میدهم که به همه ی تعهدی که می دهم
پایبند باشم. امضاء کنندگان: نویسنده، جادوگر دریا،
نعیمه، ستاره ی صبح، افسونگر، مرضیه، آرام، علی، هستی، ویدا، امیر، آزی، طیبه،
آزاده، فاطمه بهار، غزل، صدف، الهه2، پری دریایی، مرضیه سبزبخت، مژی خانوم، لیدا،
مارینا، پ!!! ، زهرا، درخشان، دنیا، ندا، فهیمه، باران، مهسا ع، فاطمه یاس، محبوبه،
شبنم الف، قدیسه، مریم گلی،مهسا، گندم.حمیده،مژگان (باران آزاد)، عروس افتاب، سعیده، هانیه، باران عروس زیبا، سیما، فریبا عروس ناز، نازنین عروس، سمیه ص، هما ب، شیدا، اسرا سپاسگزارم، سپاسگزارم، سپاسگزارم که تعدادی از اهالی وبلاگم پس از آشنا شدن با این وبلاگ همسر الهی شان را یافتند و اکنون در کنار همسرشان خرسند و شادمان هستند.... اسامی به ترتیب اعلام یافتن همسر الهی (اسامی کمرنگ در شرف ازدواج هستند): ۱ـ غزل، م.پ.م ، سارا سوتاش ، فرشته، قدیسه ،آزاده ص، گلبرگ یاس/ شیدا،مریم گلی،ثمن (دوست شیدا)، مهرآیین ۲ـ راحله ( عروس شاد و پرانرژی)، گلاره، مرضیه، محدثه، شیوا، سحر 1، بنفشه،حدیث،پانته آ،مژی خانوم، ۳ ـمارینا عروس گل، جادوگر دریا،فاطمه بهار، درخشان، سودابه ،الی، زری،آرام، ساجده، باران عروس زیبا، ۴ـ سارا، ستاره صبح،س.آ،پری دریایی، هانیه،نعیمه،مژی، ترنج، طیبه، علی، ۵ـویدا، پ!!!، سحر 59، همای سعادت،فاطمه عروس یاس، yaghish, fateme، لیدا.، نازنین عروس،آوا،. ۶ـ ریحانه، .دریا، شیرین 2،زهرا 59،فریناز،.لیلا ف،معصومه 2،سعیده، الناز،شالیزار. ۷ـرکسانا،سمیرا ب، مرضیه سبزبخت، مژگان خوش شانس و خوشبخت ،لاله،.........،..........،..........،.........،.........،........ . ۸ـ .........، .........،.........،...........،.........،..........،..........،.........،.........،........ . ۹ـ .........، .........،.........،...........،.........،..........،..........،.........،.........،........ . 10 ـ .........، .........،.........،...........،.........،..........،..........،.........،.........،........ . جاهای خالی را به زودی چه کسانی پر خواهند کرد؟ عواطف منفی ما
طیف گسترده ای از احساسات را – از آزردگی- بی صبری-خشم شدید – دلتنگی – رنجش اندک-
ناامیدی منجر به خودکشی- در بر میگیرد . نفس باور دارد که
میتواند از طریق احساس منفی حقیقت را زیرسلطه خود در آورد و آنچه را میخواهد بگیرد
نفس معتقد است که از این طریق میتواند شرایط مطلوب را ایجاد کند یا وضعیت نا مطلوب
را نا پدید نماید ... کمی فکر کنیم ... اگر ذهن – شما- معتقد نیست که اندوه مفید است
چرا آن را بوجود می آورد؟ واقعیت این است
که منفی بودن مفید نیست و بر عکس بجای جذب شرایط مطلوب مانع ایجاد آن میشود و به
جای از بین بردن شرایط نا مطلوب آن را پا بر جا میکند . تنها عملکرد مفید
آن تقویت نفس است و به همین دلیل نفس آن را خیلی دوست دارد ... اما سوال اینجاست
که چطوری میتونیم از این قدرت به نفع خودمون استفاده کنیم ... هر لحظه ای که
احساس منفی داریم یعنی در اون لحظه حضور نداریم ... بنابراین هر احساس منفی میتونه
حکم یک هشدار رو داشته باشه که به ما میگه باید در لحظه اکنون حضور داشته باشیم
... باید احساس کنید
که زلال و شفاف هستید و احساس منفی میتونه به راحتی از شما عبور کنه...زلال و شفاف
مثل آب سعی کنید مثل صخره سخت نباشد که احساس منفی که بوجود میاد با برخورد به این صخره همونجا بمونه و انباشته بشه ...لازم نیست بگم که انباشته شدن این احساسات چه
کارهای خطر ناکی رو میتونه با زندگی شما انجام بده ... خوب نگران نباشد
الان بهتون میگم این روند چطور اتفاق می افته و شما باید در صورت لزوم چه کاری رو
انجام بدید ...من یه مثال ساده میزنم اما ازتون میخوام توی این سه روز هر روز سعی
کنید این تمرین رو انجام بدید و نتایجش رو برام بنویسید ...میتونم بگم مثل معجزه
خواهد بود ... تمرین : فرض کنید توی
خونه آروم نشستید که صدای آژیر اتومبیل از بیرون میاد و شما ناراحت میشید .هدف از
این ناراحتی چیست؟هیچ ...چرا اون روبوجود آوردید ؟در واقع شما کاری نکردید ذهن این
کار رو انجام داد این روند کاملا خود به خود و نا آگاهانه است ...چرا ذهن این کار
را کرد ؟زیرا ذهن این اعتقاد ناخود آگانه رو داره که مخالفت – که شما اون رو بصورت ناراحتی یا خشم یا هر حس منفی میبینید- میتواند به طریقی مانع این وضعیت نا مطلوب بشه
اما این یک توهم ...چون مقاوتی که بطور مثال اینجا ذهن ایجاد میکنه به مراتب آزار
دهنده تر از علت اصلی است که ذهن تلاش میکنه اونو نا پدید کنه ... برای این که کمکتون
کنم این رو بتونید تعمیم بدید ... به این موقعیتها
فکر کنید همکار یا رییستون
چیزی به شما میگه که ناراحت و عصبانی میشد چرا ... توی خونه دررابطه
با اعضا خانواده بارها خشم و ناراحتی روتجربه میکنید چرا؟ چند با در روز
ممکن برای اینکه هنوز ازدواج نکردید غمگین یا ناراحت بشید ؟ این همه احساس
منفی که بدون اینکه بخوای ممکن هر لحظه شما رو از لحظه حال زندگی دور کنه و
درنهایت شما رو از آرزوهاتون ... به آرزوهاتون فکر
کنید آیا ارزش زیستن در زمان حال رو داره ؟ خدایا ! مهربان خدای خوب من! کمک کن با زندگی در اکنون جاودانه آرزوهایم را محقق کنم آمین این پست بر گرفته از کتاب تمرین نیروی حال نوشته اکهارت تول نوشته شده. ای کسانی که می روید به مهمانی مخصوص خدا... از طرف همه ی اهالی وبلاگ التماس دعا آرزوهای ملال انگیز آدمی به گونه ای ملال انگیز بر آورده میشوند و آرزوهای بی صبرانه اش مدتها به تعویق می افتد یا به گونه ای خشونت بار عینیت می یابد "اسکاول شین" خوب اول میخوام یه نکته ای رو درباره تمرین قبلی بگم ... درباره ترس نوشتنش و برخورد باهاش ... از همه اونایی که اینجا برامون از ترساشون نوشتن تشکر میکنم ... بچه ها منظور از پیدا کردن ترس ها این نیست که خوب بشینیم خوب فکر کنیم پیداشون کنیم از ناخود آگاهمون بیرون بیان و مدام در طول روز بهشون فکر کنیم و ...و تازه بفهمیم ای وای ما چقدر ترس داشتیم خبر نداشتیم .... نه نه نه ....منظور اینه که حواستون باشه ترسهایی دارید که توی ناخود آگاهتونه و مانع رسیدن شما به آرزوتون میشه باید ریشه اون ترسها رو پیدا کنید و سعی کنید حلش کنید ...مثلا اونایی که میترسن با کسی ازدواج کنن که اونی که میخوان نیست ...اول این که این ترس مانع ازدواجت میشه دوم اینکه دقیقا اتفاق می افته چون توی نا خود آگاهته و ناخود آگاهت دنبال شبیه اون میگرده ...و این چیزیه که تو نمیخوای درسته ... اما باید چی کار کرد ...دلیل اینکه گفتم دنبال نمونه های موفق باشید همینه که اون الگوهای نادرستی که ممکن تا قبل از این بهش توجه میکردید و ممکن بود همونها رو تجربه مکنید جاشون رو به نمونه های درست بدن ... و دیگه اینکه با یک سری جملات تاکیدی این مساله رو حل کنید تا باور کنید که یه باور درست عمیقا جای باور اشتباه رو گرفته ... خدایا آرزوهای درستم را به بازوی قدرتمند تو میسپارم باشد که از راه درست و در زمان درست بر آورده شوند آمین بچه ها بازم از تجربه هاتون برام بنویسید ...منتظرم سپاسگزارم که اینجا را می خوانید! آیا میتوانیم متفاوت باشم توی کتاب بنویس تا اتفاق بیافته ...موضوع مهمی مطرح میشه یه خانومی که منتظر همسر الهی اش بوده با نامه نوشتن به همسرش پی می بره که نگران و میترسه که زندگی اش با اون مثل کسانی که باهم دچار مشکل و تنش هستند دچار مشکل بشه ... اون خوب فکر میکنه و براش اینطور مینویسه : یار غار و شوهر عزیزم امشب را دوست دارم... یادم هست اولین بار که حسش کردم، 29
مرداد 83 بود!...چیزی نمانده تا دهه ای شود برای من!...و من همچنان در این شب برای
کسی که لیله الرغایب را نشانم داد، دعا می کنم... و امشب دوست
دارم به تک تک شما بگویم که « شاید حاجت من در بند کلامی از جانب تو به خدا باشد » آیا برایم دعا می کنید ؟.... این را روزی از
آسمان شنیدم!.... لیله الرغایب
پربرکت.... اعمال لیله
الرغایب و لیله الرغایب های دیگر من!... : دعای اش از من
بود....آمین اش از تو باشد خدایا می دانم که امشب شگفت زده مان می کنی...سپاس از تو.. کسانی که به ختم حمد قبلی نرسیدند،
برای ختم حمد به اینجا برند... یه چیزی هست چند وقته که می خوام بگم اما فراموشم می
شه...وقتی رابطه ی نامناسبی ترک میشه حتما نباید بلافاصله یکی جایگزین اون بشه تا
شما نفر قبلی رو فراموش کنید... اگه این اتفاق بیفته در واقع شما بدون بررسی درست،
یکی دیگه رو پیدا می کنید تا بتونید نفر قبلی رو از یاد ببرید... وقتی یه رابطه
تموم شد، اصلا بذارید یه مدت کسی توی زندگی تون نباشه...یه مدت کسی رو دوست نداشته
باشید... یه مدت بدون دوست داشتن یه فرد خاص از جنس مخالفتون زندگی کنید...چی میشه
مگه؟!.... لطفا بعد از ترک رابطه ی نامناسبتون، کمی به دلتون فرصت بدید که رها
باشه..کمی استراحت کنه...همش که نباید توی دلمون یکی باشه!.... متشکرم که به
جملاتی که گفتم فکر می کنید...دوست خوبی به نام زهره دلیل بیشتر نوشتن این نکته ی
منه... راندا برن میگه : تفاوتی بین احساس
سپاسگزاری و قدردان چیزی بودن ، و احساس وابستگی به چیزی وجود دارد. سپاسگزاری و شاکر
بودن حالتی از عشق خالص است ، در حالیکه وابستگی ناشی از ترس است - ترس از دست دادن
یا نداشتن چیزی که می خواهید. وقتی چیزی را در زندگی طلب می کنید ، قدردانی و سپاس
آن را جذب می کند ، و وابستگی آن را از شما می راند. اگر می ترسید چیزی
را که می خواهید به دست نیاورید ، یا می ترسید چیزی را که دارید از دست بدهید ، نسبت
به آن خواسته احساس وابستگی دارید. برای از بین بردن وابستگی ، خودتان را به مرحله
ای از سپاس و قدردانی برسانید تا جایی که حس کنید ترس شما به طور کامل از بین رفته
است. خوب ! تمرین
امروززتون اینه که برای همسرتون سپاسگزاری کنید برای همه صفات
نیکویی که داره و شکل رابطه اش با شما از خدا سپاسگزاری کنید برای خانواده
همسرتون سپاسگزاری کنید برای حمایتشون از شما و اینکه شما رو به عنوان عروس دوست
دارن و پذیرفتن... خدایا برای همسر
الهی ام سپاسگزارم خدایا شکرت خدایا شکرت
خدایا شکرت برای خانواده
عالی همسر الهی ام سپاسگزارم خدایا شکرت خدایا شکرت
خدایا شکرت برای اینکه
خانواده همسرم مرا بهترین انتخاب پسرشان میدانند سپاسگزارم خدایا شکرت خدایا شکرت
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
خدایا شکرت برای حمایت
خانواده همسر الهی ام از رابطه ما سپاسگزارم خدایا شکرت خدایا شکرت
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
خدایا شکرت برای اینکه همیشه
همه چیز عالی پیش میرود سپاسگزارم خدایا شکرت خدایا شکرت
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
خدایا شکرت برای اینکه همسرم
به من افتخار میکند سپاسگزارم خدایا شکرت خدایا شکرت
خدایا شکرت برای اینکه دوستم
دارد و مرا بهترین زن دنیا میداند سپاسگزارم خدایا شکرت خدایا شکرت
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
خدایا شکرت هدایتی را به سوی خود جذب میکنیم که بی صبرانه منتظر است تا با پیامهای الهام بخشش وارد قلب ما شود با تشکر از مدیریت وب : بچه ها همه با هم تا اینجا عالی پیش اومدیم
هر کدوم از ما وقتی با اینجا آشنا شدیم
هدایت شدیم به گام اول و از اونجا یکی یکی گام ها رو انجام دادیم تا رسیدیم
به دوره های اخیر از دوره های زیبایی و دوست داشتن ... تا آرامش و بخشش ...همه رو
انجام دادیم حالا میخوام تو این دوره وابستگی تون به
ازدواج کم کنید ...به این موضوع فکر کنید قدم اول ... موقعیتی رو مجسم کنید که شما به کسی که
خیلی خیلی بهش اعتماد دارید گفتید که یه چیزی رو براتون آماده کنه قبلا هم همیشه
ازش خواستید و اون همیشه همین کار رو کرده چیزی که خواستید یا حتی بهتر از اون رو
براتون آماده کرده ...حتی گاهی غافلگیرتون کرده درسته ...حالا چرا این بار هر روز و هر لحظه بهش یاد آوری
میکنید که ایا یادت هست ... آیا میدونستی من چی میخوام ...داری چی کار میکنی ...پس
چی شد ... صادقانه فکر کنید شما وقتی میرید رستوران و سفارش میدید هر چقدر هم که
منتظر باشید اگه از غذای اونجا مطمن باشید ترجیه میدید صبر کنید درسته ...اصلا هم
نمیگید من باید برم تو آشپز خونه من باید همه مراحل رو ببینم ...من باید بگم اول
کدوم ماده رو باید اضافه کنید... فقط بهاش رو میپردازید و صبر میکنید ...سعی
میکنید از فضای اونجا لذت ببرید ...با همراهاتون سرگرم گفتگو میشید ... یا تو ماشین
یه موسیقی آروم میذارید و هر چقدر مغزتون پیغام گرسنگی میفرسته به اون غذا فکر میکنید و این که خوردنش خیلی
خوبه و به این گرسنگی می ارزه ... میدونم که خوب میدونید ما خواسته ام مون رو
به خدا گفتیم و هیچ کس مطمن تر از اون نیست و البته همه ما بهایی که باید بپردازیم رو پرداختیم
درسته ؟ فقط باید اعتماد کنید اعتماد کنید میخوام این دو روز برای آخرین بار یه نگاهی
به لیستتون بندازید چون این بار حتما بار آخر خواهد بود...کاغذ رو تا کنید به این فکر کنید که حالا
دیگه اون آدم رو پیدا کردید و باید به مراحل دیگه ای فکر کنید ...تجسم کنید دارید
به فرزنداتون یا حتی نوه هاتون این کاغذ رو نشون میدید و میگید ببین! اینطوری
میتونی همسرالهی ات رو پیدا کنی چون من اینطوری تونستم ...بعد لبخند میزنی... با آرامش ! خدایا هر روز و هر لحظه منتظر معجزه هستیم
...شگفت زده مان کن بهار داره عالی پیش میره امسال سال همه ماست
مطمن باشید و صبور الهی آمین سلام به همه پیشا پیش از سودابه عزیز برای حمایتش و از همه بچه ها برای همراهی هاشون تشکر میکنم ... بچه ها امیدوارم تجربه هاتون و نظرتون درباره این دوره رو هم بهم بگید سپاس ... حال من خوب است!.... می خواهم این ها را بخوانید....شاید قبلا خوانده باشید اما دوباره خواندنش
لطف دیگری دارد! چگونه از قانون جذب برای پیدا کردن عشق استفاده کنیم؟ این هفته برای لیلا اف، قدیسه، سیندرلا، بهار سروش و باران دعا کنید اون بالای وبلاگ رو هم یه نگاه عمیق
بندازید... خدایا، همچنان شگفت زده مان کن.... به وبلاگ دختر کوچولوی خدا برید برای ختم حمد برید، تغییراتی داده لازمه دوباره ببینید ترانه امید
با سه نت ... می .. ر.. سی .. ادامه داستان ... داستان تا جایی ادامه پیدا کرد که پیرمرد
دیگه کاملا اوج گرفته بود حالا از اون بالا تقریبا میتونست جایی که خونه رویاهای
همسرش از کودکی تا حالا بوده رو ببینه ... مثل ما که هر کدوم حالا با آرامشی که در
اوج پیدا کردیم میتونیم دقیقا خواسته هامون رو ببینیم ... ظاهرا همه چیز درسته اون داره
به سمت خونه حرکت میکنه ...باد موافق می وزه و همه چی آرومه ... اما ناگهان طوفان
میشه اون نمیتونه اطرافش رو خوب ببینه نمیتونه حرکتش رو کنترل کنه ولی امیدواره
... باد هایی که ظاهرا قراره همه چی رو خراب کنن اونم حالا که اینقدر به خواستش
نزدیک شده ... اون فقط دعا میکنه همین ...بعد از مدتی خودش رو یه جای خیلی پرت
میبینه جایی که اصلا نمیدونه کجاست ...پسر بچه و سگ همراهش رو پیدا میکنه ...آدم بد قصه
سعی میکنه سد راهش بشه ... این ها دقیقا همون چیزیه که ممکن همه ما بهش برخورد
کرده باشیم ...دعا کردیم کارهایی که باید انجام بدیم رو انجام دادیم ولی اونطور که
ما پیش بینی میکردیم نشده ...مایوس شدیم ... آدمهایی سر راهمون قرار گرفتن که مارو
ناامید کنن که بگن دیدی نشد دیدی نمیشه اشتباه میکردی ... از این جا قصه یه جور
دیگه میشه ... آدم هایی که مغلوب ترسهاشون میشن و نا امید میشن و در یک قدمی
آرزوهاشون برای همیشه اونها رو فراموش میکنن و آدم هایی که می ایستن و مبارزه
میکنن ...درسته پیر مرد قصه ما نا امید نشد ... مبارزه کرد و در کمال ناباوری
اونجایی که فرود اومده بود دقیقا نزدیک ترین نقطه به جایی بود که همسرش در کودکی
نقاشی کرده بود ...جایی که دوست داشت روزی به اونجا بره ... آره پیرمرد با امید
تونست برسه ...به جایی که شاید اگه به دیگران میگفت... بهش میخندیدن و یا سعی
میکردن منصرفش کنن اما اون رفت با ایمان به
این که پیداش میکنه ... این کاریه که باید توی این مرحله انجام
بدیم...نمیدونم از کی شروع کردین به پرواز اما میدونم حالا در اوج قرار دارید پس
مطمن باشید که خیلی نزدیک هستید ...به صداهایی که ممکن بشنوید توجه نکنید ...به
آرزویی که دارید و حق شماست فکر کنید ...حالا ممکن همسر الهی تون باشه یا هر چیز
دیگه ای ...وقتی میدونید شایستگی دریافتش رو داری ...منتطرش باشید... میدونم که نویسنده عزیز خبر دوره جدید رو
بهتون داده بود بله درسته یه دوره جدید رو قراره باهم شروع کنیم ولی قبل از اون
میخوام دوتا کار رو انجام بدید ... 1. به خودتون
قول بدید که همیشه امیدوار باشید 2. میخوام یه
لیست از کارهایی که اگر ازدواج کرده بودی الان انجام میدادید تهیه کنید و اگه
براتون مقدور بود این جا هم بذارید ... (این کار دوم
رو میتونید برای هر هدف دیگه ای که دارید هم انجام بدید اما چون هدف کلی این
مجموعه بر مبنای همسر الهی هست بنابر این من فرض رو بر ازدواج موفق گذاشتم ) منتظر
نظراتتون هستم ...موفق باشید در ختم سوره ی حمد تنها به نیت ازدواج شرکت کنید وبلاگ دختر کوچولوی خدا این ختم رو برگزار می کنه سپاسگزارم...از خدایی که مرا هرروز، بیشتر از دیروز، با نعمت
هایش شگفت زده می کند.... سپاسگزارم از
دوستانی که هر روز، بیشتر از دیروز، مرا با بودنشان، نوشته هایشان و دعاهایشان
خجالت زده ام می کنند! سپاسگزارم از
همه ی شما....همه ی آنان که خواننده ی این وبلاگ هستند چه خاموش، چه فعال.... و یک
سپاس ویژه دارم از آرام، شیدا، صدف و جادوگر دریا که مرا در این ماه های اخیر
بسیار بسیار یاری رساندند.... و می خواهم خبر خوشی بدهم، ان هم این که آرام جان
قرار است یک دوره ی جدید را شروع کند...دوره ای که بدون شک به خوبی و تاثیرگذاری
همین دوره ی قبلی ست... و این روزها، من
در اوج شادی از حضور کسی، از همه ی شما طلب دعا دارم.... آیا کسی هست برای من دعا
کند؟.....من دوباره ختم حمدم را شروع کرده ام.... و یک پیشنهاد دارم.... اگر
مایلید ختم آیه الکرسی داشته باشیم...درباره ی مجرب بودن این آیه بسیار بسیار
شنیده ام....یادم هست شبی در اوج بی تکلیفی و ضعف، یکی از بنده های خوب خدا که بدون شک نوشته ی
اکنون مرا خواهد خواند، برایم این آیه را اس ام اس کرد! و مرا شگفت زده
کرد....شاید این نشانه ای بود و حرفی از جانب خدا که باید با آیه الکرسی راهم را
بیابم....من از امروز به مدت 40 روز برای نیتی که در دل دارم روزی 3 بار آیه
الکرسی می خوانم.... هرکس می خواهد با من همراه شود، بسم الله.... خواندن 1 یا 14
بارش فرقی نمی کند...هر تعدادی که می توانید بخوانید.... از همه ی کسانی
که برایم دعا می کنند سپاسگزارم.... و برای همه ی اهالی وبلاگم آرزوی روزهای خوش،
خبرهای خوش دارم... خدایا، ما را شگفت زده کن...هر روز بیش از دیروز...آمین یا رب
العالمین... تا اخر این هفته هنوز هم برای گلی، ربابه الف، م+ط ، نگاره، بانوی پاییزی، سولماز، نسرین، سارا اسفندی، نویسنده و سمیرا ب دعا کنید... ترسیده باشی از کوچ ...اوج رو ندیده باشی و خداوند عشق را آفرید ... زمین را و مرا ... من آنجا کنار او شاد بودم ...بعد روزی خودم
را در زمین یافتم ...خیلی چیزها باید می آموختم تا بتوانم روزی دوباره برگردم
کنارش ... در این مدت ... وقتهایی که تنها میشدم ...غمیگین میشدم... آزار میدیدم
...صدایش میکردم ...او همیشه کنارم بود اما من گاهی نمیفهمیدم یا کمکش را نمیدیدم
...بعد کم کم فکر کردم پس او نیست ...پس او مقصر است ...اشتباه انتخاب میکردم
...عواقبش را میدیدم ...با خودم تنها میشدم ...میگفتم حتما او مقصر است ...چرا
کمکم نکرد چرا نجاتم نداد ...چرا نبود ...چرا وقتی صدایش کردم نبود ... او خدای من است ... همیشه همراهم بوده
...همیشه همراهم خواهد بود ...زندگی متوقف نشد ...نه آنوقت که فکر میکردم نیست
...نه بعد که بزرگی و بودنش را در همه لحظه ها دیدم ... بعد یک روز فهمیدم میخواهم اوج بگیرم
...میخواهم بلند شوم ...پرواز کنم ... حالا وقتش شده بپذیرم که باید او را ببخشم
...نه برای نبودنش ... که حالا یقین دارم بوده و منتظرم بوده تا برگردم ...برای
کوچکی های خودم ...برای آنوقت ها که کینه و دلگیری ها نمیگذاشت بببینمش ...اما حالا
آن بالا همه چیز فرق دارد ...خیلی آرامم ... میخواهم او هم مرا ببخشد ...میدانم
دوستم دارد ...میدانم دوست داشتنی هستم و حالا که همه را بخشیده ام شایستگی بخشیده
شدن را یافته ام ...حالا باید یک بار دیگر صدایش کنم ... خدای من!
مهربان خدای خوب من! من میبخشم همه آنچه را که گذشته ...چشم به آینده و
اکنون دارم ...میخواهم مرا ببخشی ... دستم را بگیر بگذار آن بالا اوج را ببینم
...بگذار پرواز کنم ... میخواهم کوچ کنیم ...همه با هم از سرزمین
خودخواهی هایمان ...کینه ها و دلگیری ها ...میخواهم
از اکنون تا همیشه یادمان باشد ... ما انسانیم ...نمیتوانیم تضمین کنیم که خودمان
یا دیگران اشتباه نمیکنیم ...اما میتوانیم تضمین کنیم هر وقت اشتباه کردیم ...یا
اشتاه کردند ببخشیم ...لبخند بزنیم و فراموش کنیم بگذارید در اوج بمانیم ... هرکس میتواند همه را ...خودش و خدایش را
ببخشد این تعهد نامه بخشش را امضا کند ومتعهد شود که از این پس هیچوقت از کسی کینه
ای به دل نگیرد و هر چند وقت یکبار که خودش صلاح میداند تمرین بخشش را در خلوت
خودش انجام دهد تا همیشه در اوج بماند ... من ( نام خودتون رو بنویسید ) اکنون متعهد میشودم که همیشه در اوج بمانم و هر وقت
که لازم بود و بطور مرتب تمرین بخشش خودم و دیگرا ن را انجام میدهم . خدایا شکرت
خدایا شکرت خدایا شکرت . بچه ها به زودی ادامه داستان رو مینویسم
...منتظر باشد ! بالاتر نمیدونم تا حالا کارتون up رو دیدین یا نه
اگه نه حتما ببینید بعد ادامه مطلب رو بخونید ... اما اگه فرصت نیست خوب دقت کنید یه جایی سناریو به اینجا میرسه که مرد میخواد
آرزوی همسرش رو برآورده کنه و به خونه رویایی همسرش بره جایی که قرار بوده باهم برن
...تعداد زیادی باد کنک رو به سقف خونش وصل میکنه ولی خونه هنوز سنگینه و از جاش
تکون نمیخوره ...سعی میکنه کم کم خونه رو سبک کنه و پایه هایی که اون رو به زمین
وصل کرده رو از خونه جدا کنه --- مثل کاری که ما برای رهایی کردیم وزنه های کینه و
ناراحتی رو از روحمون باز کردیم --- اما هنوز به اندازه کافی اوج نگرفته بود ---
مثل وضعیتی که تا این جای دوره ما بهش رسیدیم حسی از رهایی که باعث خوشحالی ما شده
.--- پس پیرمرد تصمیم میگیره چیزهایی که هنوز از خونه آویزون شده یا حتی چیزهای به
درد نخوری که دیگه الان با اوج گرفتنش بهش نیازی نداره رو از خونه پایین بندازه و
بیشتر اوج بگیره --- این درست کاریه که من میخوام توی این 3 زور انجام بدین ...خوب
فکر کنید ...همه موقعیتها و آدم های زندگیتون رو یک بار دیگه مرور کنید به این فکر
کنید که شما دارین اوج میگیرین و نیاز دارین که رهاتر از این باشید ...همه اونهایی
که تا حالا به نوعی نتونستین ببخشین رو ببخشید و رها کنید... چون برای دو روز آخر دوره
یه برنامه ویژه دارم و قبلش لازمه که شما
مثل اون پیرمرد همه اونچه میتونید رو رها کنید و سبک بشید یادتون باشه شما دارید اوج
میگیرید و چیزی اون بالا منتظر شماست ... داستان اینجا تموم نمیشه... پس منتظر باشد و خوشحال میشم از تجربه رهایی تون
برام بنویسید ... To Be Continued بچه
هایی که بهم گفته بودن به تازگی از رابطه ای نا مناسب خارج شدن ...خواسته
بودن درباره بخشیدن اونها بنویسم این سه روز وقتشه که همه تلاشتون رو به کار
بگیرید و اون آدمها رو فراموش کنید و ببخشید ... پروردگارا! من اکنون به یمن موهبت رهایی بخش "بخشش" همه را میبخشم واز تو برای آنها طلب خیر میکنم تونیز اکنون مرا ببخش . "آمین یا رب العالمین " اعضا فامیل... نسبت من باتو سببی یا نسبی باشد فرقی نمیکند ...ما عضو یک خانواده بزرگ
هستیم ... نسبت تو با من میتواند خاله... دختر عمه.. عمو.. یا پسر دایی باشد یا
حتی میتوانیم دورتر باشیم ...از آن فامیل هایی که فقط سالی یک بار یکدیگر را میبینیم ...اما نمیتوانیم
یکدیگر را انکار کنیم ... میدانی من دیگر بزرگ شده ام خیلی از روابط و حرف ها و
رفتارها را بهتر درک میکنم ...محبت را درک میکنم ... میدانی من دوستت دارم و به تو احترام میگذارم نه برای نسبتی که باتو
دارم برای انسان بودنمان ... اما گاهی مرا آزرده ای ... میخواهم امروز و اکنون همه
ظلمی که نا خواسته بر من روا داشته ای
ببخشم و وقتی تو را میبینم عمیقا لبخند بزنم و نه ظاهرا و برای حفظ ظاهر
... میخواهم تو نیز مرا ببخشی و رها کنی خدایا من اکنون همه اعضا فامیلم که به من ظلم کرده اند را میبخشم و رها میکنم تو نیز
مرا ببخش ... آمین یا رب العالمین + بچه ها میخوام این دو روز خوب به گذشته فکر
کنید ...به همه مهمونی هایی که ممکن با یه اتفاق یا حرف ناراحت شده باشید و
نتونسته باشید اون آدم رو ببخشید ...میخوام عمیقا ببخشید و رهاش کنید و به این
جمله هم فکر کنید که میبخشم اما نمیتوانم فراموش کنم یعنی هنوز
نبخشیده ام ... پس طوری ببخشید که واقعا بتونید فراموش کنید و یادتون باشه کسانی که شما رو آزرده اند بیشتر
از هر کس دیگه ای به دعا و بخشش شمانیاز دارن ... موفق باشد معلم و استاد عزیزم... تو برایم مقدس هستی ... پیام آور دانش ... پنجره
ای از امید را به رویم گشودی ... دانش را به من نشان دادی ...چگونه آموختن را به
من آموختی ... چه روزهایی که با سکوت من و سخن گفتن تو گذشتند..برای همه آنچه در
حق من کرده ای تا همیشه مدیون تو خواهم بود ...اما از پس آن روزها گاهی لحظه هایی را به یاد میآورم که ناخواسته مرا
آزردی ...مرا که کوچک بودم ...مرا که نمیدانستم چگونه باید زندگی کنم ...باتو بودم
تا بیاموزم ... میدانم که هیچ گاه نخواسته ای مرا آزرده ببینی اما آنچه انجام دادی
یا گفتی مرا آزرد ...وقتی مرا با بقیه مقایسه کردی ...وقتی نا عادلانه قضاوت کردی
... وقتی سهل انگاری و کم توجهی کردم و مرا نبخشیدی ... وقتی بیش از توانم از من
توقع داشتی حالا شاید روزهای زیادی میگذرد اما گاهی با یاد
آوری آن لحظه ها غمگین میشوم و میگویم اگر اینگونه رفتار نمیکرد چه میشد ؟؟؟!!! حالا من بزرگترین درس زندگی ام را گرفته ام ...
آموخته ام که ببخشم و رها کنم و میخواهم عمیقا تو را ببخشم و پس از این فقط و فقط
برای همه آن چیزهای خوبی که از تو آموخته ام شاکر باشم ... خدایا ! اکنون من همه را مورد بخشایش و محبت
قرار میدهم و از تو میخواهم در سایه موهبت بخشش مرا ببخشی ...میدانم با بخشیدن دیگران مورد بخشش تو قرار میگیرم !
آمین یا رب العالمین هم کلاسی های من ... یکی از بهترین تجربه های زندگی ام آن زمانی بودکه
پشت نیمکت مینشستیم تا دنیا را بیاموزیم ...آن وقت بود که تو را دیدم ...ما هردو تشنه یاد گرفتن بودیم هر روز یا روزهایی
در هفته تو را میدیدم ...باهم آشنا شدیم در آموختن درس های جدید به هم کمک کردیم
شادی کردیم خندیدیم ...استرس های امتحان و نمره را پشت سرگذاشتیم ...میدانی هم
کلاسی !همیشه تو یکی از اجزا مهم زندگی من بوده ای چه آنوقتها که کوچک بودیم و
دبستانی ...چه وقتی که بزرگ شدیم ...کتابهایمان بزرگ شد و هم دانشگاهی شدیم ... میدانی
میخواهم امروز بگویم با همه علاقه مان به یاد گرفتن ...بخشیدن را نیاموخته بودیم
...تو مرا نخواسته و یا ندانسته آزردی و رنجاندی میدانی !!!! آن زمان که بر سر نمره با من بحث کردی ...مرا
پیش بچه های دیگر خراب کردی ...برای نمره ای که گرفته بودم مسخره ام کردی ...
استعدادهایم را ندیدی ...مرا دوست نداشتی ...سوالم را جواب ندادی ...ما مثل هم
بویم ...برای یاد گرفتن آمدیم اما یکدیگر را آزردیم ...میدانم شاید دیگر تو را
نبینم شاید هم یک روزی مثلا فردا از کنار هم رد شویم ... میخواهم بگویم من خیلی
تلاش کرده ام تا زندگی ام را تغییر دهم تا بزرگ شوم ...به خدا نزدیک تر شوم ...من
همه شما را میبخشم و رها میکنم ... نمیدانم شاید من نیز نا خواسته تو را رنجانده
باشم ... مرا ببخش ! خدایا من میبخشم و رها میکنم ...میدانم این گونه
است که در زیر سایه بخشش تو به آرامش می رسم ... خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت این دو هفته برای این افراد دعا کنید گلی، ربابه الف، م + ط ، نگاره، بانوی پاییزی، سولماز، نسرین، سارا اسفندی، نویسنده، سمیرا ب همکار عزیزم ... ما برای یک هدف مشترک کنار هم قرار گرفته
ایم هدفی که نتیجه اش به هر دو ما بر میگردد میدانم محیط کار باعث خستگی و استرس
ما میشود ...میدانم غیر از کار مسائل خانوادگی نیز گاهی روحیه ما را تحت تاثیر
قرار میدهد ...میدانم که منافع مالی ما یکسان است ...خیلی وقت ها زمان استراحت را با هم گذارنده ایم ...با هم
خندیده ایم ..کشمکش های محیط کار را تجربه کرده ایم ...به هم احترام میگذاریم اما
گاهی مرا رنجانده ای ...با خود خواهی هایت ...وقتهایی که مسولیت انجام کاری را به
عهده داشتی و ان را خوب انجام ندادی ...کار مرا خراب کردی ...کارم را زیاد کردی ...
مرا قضاوت کردی ...پشت سر من حرف زدی ... با سخن یا رفتارت باعث آزارم شدی ...من
اکنون به لطف خدا در آرامش هستم میخواهم تو را ببخشم و رها کنم ... پروردگار مهربانی ها ! اکنون من با خودم در صلح هستم و شایستگی رهایی را دارم
من اکنون همه انها را میبخشم و میخواهم که آنها نیز مراببخشند و مرا مورد بخشش قرار دهی ... آمین یا رب العالمین ××××××××××××××××××××××× و مراد دلم هم
اکنون به یمن فیض و به طرزی معجزه آسا تحقق خواهد یافت . همسایه دیوار به
دیوار... هم محله ای ها ...همشهری ها ...خانواده بزرگ ملی من ...ما همگی باهم
زندگی میکنیم ...یکدیگر را انتخاب نکردیم اما در برخی از انتخاب های هم شریک هستیم
... شما گاهی مرا
رنجانده اید ...میدانی!!! آنوقت که جای پارکی که منتظرش بودم را گرفتی و من عصبانی
شدم .آنوقت که با سبقت نا بجا باعث آزارم شدی ... آنوقت ها که ظاهر شهرم را کثیف
کردی ... آن زمان که با
سرو صدای نا موزون در محله یا آپارتمانی که زندگی میکنیم آرامشم را مختل کردی و
مرا رنجاندی ... کم فروشی کردی ... گران فروشی کردی ...مرا از روی
ظاهرم قضاوت کردی ... میدانم شاید نمیدانستی شاید فقط یک لحظه بود اما من آزرده
شدم گاهی آنقدر زیاد که عصبانیتم را دیدی و گاهی هم نه اما با همه اینها مرا
رنجانده ای ...شاید همدیگر را نمیشناسیم اما خوب است که به هم احترام میگذاریم
اکنون میخواهم شاد و خوب زندگی کنم میخواهم همه شما را برای همه ظلمی که ناخواسته
بر من روا داشته اید ببخشم و رها کنم ... نمیدانم
شاید من نیز شما را رنجانده باشم ...مرا
ببخشید! پروردگار بخشندگی ها !من اکنون به یمن موهبت بخشش همه آنها را میبخشم و رها میکنم تو نیز مرا مورد لطف
و بخشش قرار بده .... آمین یا رب العالمین
" خدا از ظاهر مخالف
امور و هر انسان و وضعیتی به خیرو صلاح من بهره میبرد تا کام دلم را بر آورد
ممانعت ها دوستانه اند .وموانع در حکم تخته پرش من هم اکنون به سوی خیر و صلاحم
میجهم و آن را در آغوش میکشم ..." یاد بگیر که رها کنی ... دوست عزیزم خیلی
وقتها حرفهایی را که به نزدیکترین اعضا خانواده ام نگفته بودم را باتو در میان
گذاشته ام لحظه های خیلی شادی را کنار تو گذرانده ام چیزهای زیادی از
تو یاد گرفته ام اما لحظه هایی را هم به یاد میآورم که مرا رنجاندی که نمیدانستم
چه بگویم که شاید اصلا مرا نفهمیدی! لحظه هایی که مرا... رفتارم را ...زندگی ام را
قضاوت کردی ...گاهی آنقدر رنجیده بودم که فکر میکردم بعد از این باید با چه
کسی صحبت کنم ...حالا میخواهم تو را ببخشم برای همه لحظه هایی که مرا با کلامت یا
رفتارت رنجاندی برای همه لحظه هایی که مرا قضاوت کردی ...برای همه لحظه هایی
که میخواستم با تو باشم و تونبودی !!! اکنون میخواهم همه آن لحظه ها را فراموش کنم
میخواهم تو را برای همه ظلمی که میدانم نخواسته و شاید ناآگاهانه بر من روا
داشته ای ببخشم ...میخواهم باز هم با دیدنت فقط و فقط بهترین لحظه هایمان را به
یاد بیاورم ...دوستت دارم دوست خوبم! دوست عزیزم می
خواهم تو هم مرا ببخشی اگر لحظه ای خوب به حرفهایت گوش نکردم اگر ندانسته تو را
رنجاندم مرا ببخش میخواهم همیشه بتوانیم لحظه های سخت دلگیر شدن از یکدیگر
را رها کنیم و دوباره با بالهای دوستی مان پرواز کنیم ...مرا ببخش ! من احتیاج دارم
که آزاد شوم پس تو را می بخشم تو نیز مرا ببخش ! میگویند
:"وقتی اقدام به قتل کسی میکنیم بیشتر به حیوانات وحشی میمانیم وقتی
قضاوت میکنیم به انسانها می مانیم و وقتی می بخشیم به خداوند نزدیک تر میشویم
" خدایا
!میخواهم به تو نزدیک تر شوم کمکم کن بخشنده باشم ... پروردگار! من اکنون تمام دوستانم را میبخشم تو نیز مرا مورد عفوو بخشش خود قرار بده آمین یا رب العالمین. :::::سلام به همه! من آرام هستم ادامه این دوره باشکوه با عنایت خدا و اعتماد نویسنده این وبلاگ پر بار با شما خواهم بودامیدوارم شما هم کمکم کنید با آرزوی بهترینها در سایه بخشش ... پدرم، تو همیشه تکیه
گاه من بودی، من همیشه به اندازه ی مرد بودن تو ، می نازیدم اما گاهی شده است که
نه از سر عمد، که از سر تفاوت فکر و اندیشه، مرا رنجانده ای، پدرم، من تو را از
اعماق وجودم می بخشم.... اگرچه گاهی اشک هایم را در اورده ای... اگر چه گاهی با
تصمیماتی که برای من و آینده ام گرفته ای، حس کرده ام به مرز نابودی رسیده
ام!!!...اگر چه گاهی اصلا دوستت نداشته ام، اما... همیشه به تو افتخار می کنم و اکنون تو را می بخشم.... برای
همه ی آنچه بین من و تو گذشته است و تو ندانسته و ناخواسته بر من ظلمی روا داشته
ای.... مادرم، تو همیشه برایم
سمبل مهربانی بوده ای، همیشه حواست به من بوده است، همیشه هوای مرا داشته ای، اما
گاهی شده است که نه از سر عمد، که از سر تفاوت فکر و اندیشه، مرا رنجانده ای، مادرم،
من تو را از اعماق وجودم می بخشم....اگر چه گاهی با تصمیماتی که می گیری اشک الودم
می کنی، اما همیشه دوستت دارم حتی وقتی که
بی منطق می شوی و اکنون تو را می بخشم.... برای همه ی آنچه بین من و تو گذشته است
و تو ندانسته و ناخواسته بر من ظلمی روا داشته ای.... خواهران و برادر
عزیزم.... من شما را هم برای هرچه ناشایست گاهی بین مان رخ داده است و شما مقصر
آنها بوده اید، می بخشم...اگرچه گاهی مانع رشد من شده اید، اگرچه گاهی حس می کردم
دوستتان ندارم!... با وجود همه ی ناملایماتی که بینمان گاهی رخ داده است، همه ی
شما را می بخشم... من شما را می بخشم و
هرگونه فکر نازیبایی که درباره ی شما در سر دارم را رها می کنم.... پروردگارا، من تک تک
اعضای خانواده ام را می بخشم، تو نیز مرا مورد عفو خود قرار بده...آمین یا رب
العالمین ( سر نوشتن این پست،
حسابی گریه کردم! ) من خودم را می بخشم!...
خودم را می بخشم حتی اگر بدترین لحظات را گاهی برای خود رقم زده ام...خودم را می
بخشم اگر به خاطر دوست نداشتن خودم به همه ی آنچه که شایستگی اش را داشته ام، نرسیده
ام، خودم را می بخشم برای همه ی گناه هایی که تا کنون مرتکب شده ام، چه آنها که
دیگران می دانند و چه آنها که جز خودم و خدا کسی نمی داند. خودم را می بخشم برای
همه ی افکار نادرستی که نسبت به خودم و دیگران داشتم و گاهی حتی آنها را به زبان
آوردم.... خودم را می بخشم برای لحظاتی که می توانستم انسان خوبی باشم اما نبودم،
برای لحظاتی که می توانستم بنده ی خوبی برای خدای خودم باشم اما نبودم، اگر چه او
همیشه خدای خوبی برای من بوده است. خودم را می بخشم برای تمام بدی هایی که به
دیگران کرده ام، چه آنها می دانند، چه نمی دانند.خودم را می بخشم و در بخشیدن خودم
اصرار می کنم زیرا می دانم که نبخشیدن، مانع بزرگی در برآورده شدن آمال و آرزوهای
من است... پروردگارا، من خودم را
می بخشم، تو نیز مرا شامل عفو خود کن...آمین یا رب العالمین چه کسانی خود را می
بخشند؟ اگر هنوز نمی دانید چرا
باید خود را ببخشید، اینجا و سپس اینجا را بخوانید و تمریناتش را انجام دهید. -در روستایی دور زندگی می کرد آن قدر
آرام بود که
شاید بزرگترین دانشمندان و روان شناسان نباشند. وقتی از
او پرسیدم چگونه این قدر آرامش یافته ای؟ پاسخ داد:"
من راضیم به رضای خدا ! چرا ناله کنم وقتی که هیچ
چیز به اختیار ما نیست و همه چیز به دست اوست؟ ************************************************************************* - زنی را دیدم که گمان می کرد هیچ گونه
مشکلی در زندگی اش وجود ندارد اما بدون دلیل مشخصی، آرامش از وجودش رخت بسته بود. او دچار علائم ترس از
دست دادن خوشی های امروزی اش بود و در اولین ملاقات برای این که عرق دستش را حس
نکنم با سر انگشتان به من دست داد ! او شغل مورد نظر، تحصیلات خوب، مردمورد علاقه و وضعیت مالی ایده آلی داشت اما ناآرام بود. بهش گفتم.باخود مهربانتر باش .عشق بورز :برخود سخت
نگیرتا ببینی چگونه سرشار از حس ودرک شادی ها و موهبتهایی
هستی که خداوندبه تو در طی مسیر
زندگی داده و بعد از مدتی گره های بی اعتمادی و
ترس ناآرامی های متعددی
که زاییده خیال توست رنگ باخته.وروزها
هدفدارتر و شادمانه تر برای توبه شب می رسن . همیشه راهی هست . جمله تاکیدی روز( نوزدهم- بیستم و بیست
ویکم ) ____________________________________________________________ - خدایا مرا متبرک کن
که هر روزم را به درستی زندگی کنم
. - من هم اکنون تمام ارزشی که شایسته آنم به خود
ارزانی دارم . - هیچ قله
ای وجود ندارد که تسلیم گامهای من
نشود .
هدیه نوروزی من به شما : آرزویم برایت این است :
در میان مردمی که می دوند برای زنده بودن، آرام قدم برداری برای زندگی کردن خدای بزرگ من، لطفت، نورت و آرامشت را نثار تک تک ما کن . آمین یا رب العالمین
این هفته برای سودابه خواهر اسرا، سیما، سارا، طاهره ( معرف اسرا)، آسمان و زهرا ک دعا کنید. متشکرم که از فروشگاه دیدن می کنید. کلاس
طراحی و بافت کیف های زیبا گذاشتم هر روز فرصتی برای آموختن و پیشرفت کردن ودست یابی به آمال و کسب رضایت مندی از تلاش و کوشش مون در جهت نیل به اهداف مونه . رسیدن به آرامش، تو هر کاری بستگی به نوع " هدفت" ومیزان تلاشت دارد . تمام دارایی مازمان حال است پس نه اندوه گذشته را باید خورد و نه از آینده ترس به دل ذخیزه کرد . برای همه فرصتهای ناب وجود دارد.کافی است آن را بیابیم واز آن به سود خود استفاده کنیم . منتظر چه هستی؟ ____________________________________
مقدار عشق وجود داره.؟
*- روزگارا ، تو اگر سخت بمن می گیری ! باخبر باش که پژمردن من آسان نیست ! مهربان خدای خوب من بخاطر آرامشی که ارزانی ام داشتی ازتو ممنونم بخاطر رفع دغدغه ها و امنیتم از تو ممنونم به خاطر جسم سالم و نشاط و شادابی ام از تو ممنونم به خاطر نیت پاک و قلب مهربانم از تو ممنونم به خاطر گذشت و بخششم
ازتو ممنونم مهربان خدای خوب من به خاطر امیدواری به لطف بی پایانت ازتو ممنونم به خاطر رزق و روزی حلال
و فراوانم از تو ممنونم به خاطر هم نشینی با خوبانت به خاطر خانواده ی خوبم توفیق بندگی ام و وجود شکرگزار م از تو ممنونم ای خالق دلسوز و مهربانم از تو برای همه آرامش الهی می طلبم. خدای بزرگ من، لطفت، نورت و آرامشت را نثار تک تک ما کن . آمین یا رب العالمین
برچسبها: این پست برای همیشه اینجا می ماند
بزرگ ترین مانع برای رسیدن ترس هایی است که ممکن به هر دلیلی تو وجود ما باشه ... ترس از انجام بعضی از کارها ... یک قانون وجود داره که میگه موفقیت در یک جنبه از زندگی باعث تسریع در موفقیت در جنبه های دیگه ای از زندگی میشه ... گاهی ما از انجام بعضی از کارها پرهیز میکنیم برای اینکه میترسیم موفق نشیم ... میخوام خوب به ترسهاتون فکر کنید ...
هنوز هم به ازدواج های نا موفقٰ عدم خوشبختی افرادی که طلاق میگیرند و کشمکش ها و نا رضایتی دائم برخی از دوستان متاهل فکر کنم و نمی توانم حواسم را به سرمشقهای مثبت معطوف کنم بلی اگر حقیقت را بخواهید اصلا دوست ندارم جای کسانی باشم که زندگی زناشویی دشواری دارند و نمیخواهند آن را تغییر بدهند .
هر چه بیشتر در باره ترسها خود نوشت به این نکته بیشتر پی برد که این ترس مانع از تجربه کردن عشق و صمیمیتی میشد که در آرزوی آن بود
در نهایت مینویسد :
" چیزی که ما را از هم دور نگه داشته ترس من است .ترس از اینکه با هم دعوا کنیم اعصاب همدیگر را خرد کنیم و از زندگی آنطور که باید و شاید لدت نبریم اما در نهایت ترس من از خر حمالی و نفرت در زندگی زناشویی است من ازدواج هایی را که از همه دشوار تر به نظر میرسند نمونه ای از آن چیزی میبینم که در آینده خواهم داشت"
آیا ممکن است زندگی ما متفاوت باشد
از اینجا به بعد با شماست ... خوب به ترسهاتون فکر کنید ...از ترسهاتون بنویسید
بعد بنویسید که میخواهید زندگی تون با همسرتون چطوری باشه ... براش بنویسید که شما میخواهید در جهت مثبت تغییر کنید و زندگی آرامی رو کنار همسرتون داشته باشد
میخوام خوب با دقت به زوج های اطرافتون نگاه کنید خواهر برادرتون یا دوستان و نزدیکانتون اونهایی که به تازگی ازدواج کردن ...چه نکات مثبتی توی رابطه هاشون میبینید که دوست دارید شما هم با همسرتون همونها رو تجربه کنید خوب با دقت نگاه کنید و یاد داشت کنید تا حواستون باشه که باید چه کارهایی انجام بدید ...
برای من هم دعا کنید
#####################################
*- مهم نیست که چه اندازه می بخشم بلکه مهم اینه که در بخشایش من چه
| Design By : Pars Skin |
