سپاسگزارم، سپاسگزارم، سپاسگزارم که تعدادی از اهالی وبلاگم پس از آشنا شدن با این وبلاگ همسر الهی شان را یافتند و اکنون در کنار همسرشان خرسند و شادمان هستند....

اسامی به ترتیب اعلام یافتن همسر الهی :

ـ  م.پ.م ، سارا سوتاش ،  قدیسه، آزاده ص، گلبرگ یاس/ شیدا، مریم گلی، ثمن (دوست شیدا)، مهرآیین، راحله،  گلاره، مرضیه، محدثه، شیوا، سحر 1، بنفشه ،حدیث، پانته آ، ترانه، الهه 68، سودابه،  نسترن، مژی خانوم، رکسانا، جوانه, شیرین۲,گلاب,کیمیا,مارینا عروس گل, آزاده, حوریسان, مهلا, سارا, حمیده, ملیحه جوانه سبز، رویا، لیدا، زهرای خورشید، الی،سودابه ی نویسنده،

 

اسامی افرادی که در شرف ازدواج هستند:

جادوگر دریا، فاطمه بهار، زری، آرام، ساجده، باران عروس زیبا، ستاره صبح، س.آ، پری دریایی، هانیه، نعیمه، ترنج، طیبه، علی، ویدا، پ!!!، سحر 59، همای سعادت، فاطمه عروس یاس، فاطمه، یاغیش، لیدا، نازنین عروس، آوا، ریحانه، .دریا، درخشان، زهرا 59، فریناز، .لیلا ف، معصومه 2، سعیده، الناز، شالیزار، سمیرا ب، مرضیه سبزبخت، مژگان خوش شانس و خوشبخت  ،لاله، دخترمهربون و قدرشناس، فرشته ، نیاز، لیلا (عسل) ، نغمه، اسرا، زهرا مرادی، مریم 58، گلی، نینا، سپیده عشق، الی،  طاهره، هما، روجا، فرزانه، فهیمه، الهام ک، صدف، پرستو، عاطفه 2، خدیجه، الهام گل، فرشته، غزل، مایده عروس ناز, ملیحه, زهرا 68، زهرا ج، فرح, فاطمه اوای زندگی, شیرین, الهام م, فاطمه مهربان, بنفشه, فاطمه رها, مهسا, مینو, نورا, سپیده, لیلا, 

 

 .........، .........،.........،...........،.........،..........،..........،.........،.........،........ .

جاهای خالی را به زودی چه کسانی پر خواهند کرد؟

 

 



برچسب‌ها: این پست برای همیشه اینجا می ماند

تاريخ : دوشنبه دهم مهر ۱۳۹۱ | 14:36 | نویسنده : سودابه |
سلام و هزار تا سلام بهاری

امروز یه کمی تمرین اشپزی داریم

فرض کنید یه سوپ خوشمزه درست کردین و گذاشتین کنار پنجره تا جا بیفته. یهو یکی از اقوام زنگ میزنه و شما رو به خونه ش دعوت میکنه. سریع لباس می پوشید و تشریف می برید مهمونی.

بعد از 4 روز که برمیگردین، می بینید که ای دل غافل، یادتون رفته سوپ رو تو یخچال بزارید. اوه اوه، اصلا غذا خراب شده و بوی فاسد شدنش همه جا رو گرفته.

از طرفی سوپ خیلی خوشمزه ای هم بود. و باز هوس سوپ کردین. سوپ رو میزارید روی گاز و برای اینکه بوی بدش بره، یه کم دیگه سوپ درست می کنید و می ریزید توی همین سوپ فاسد و کلی هم ادویه میزنید بهش تا مزه ش عوض بشه.

وقتی سوپ حاضر میشه، یه کمی می ریزید توی بشقاب. واااااای، چه بوی بدی.

چاره چیه؟؟؟

....

...

...

واقعیت اینه که از اول هم نباید این سوپ فاسد رو گرم میکردیم. باید می ریختیمش دور و دوباره با مواد جدید یه سوپ سالم درست می کردیم...

احساسات ما هم همین هستن.

بعد از این تمرین نوشتن خصوصیات مثبت، بعضی از شماها گفتین که ویژگی مثبت کم میارید یا این تمرین چنگی به دلتون نمیزنه و. ..

این بخاطر اینه که درون ما پر از حسهای منفی هست. مثل همون سوپ فاسد شده. وقتی درون انباشته از احساسات منفی باشه،  هرچی تمرین مثبت اندیشی انجام بشه، بی فایده است. مگه اینکه پالایش درون صورت بگیره. برای همین توی تمرینات اولیه وبلاگ به انجام تمرین بخشش تاکید شده.

تمرین امروز برای همه و مخصوصا برای اون دسته از دخملایی هست که حس میکنن نوشتن خصوصیات مثبتشون حالشون رو خوب نمیکنه.

- توی دفترتون تمام حسهای منفی که دارید رو بنویسید. هر احساس منفی و بدی که در مورد خودتون یا محیط اطرافتون و ..دارید، همه رو بنویسید.

تمام شکستها و ناکامی هایی که توی زندگیتون داشتید، بنویسید.

- باورهای محدود کننده تون رو بنویسید. خیلی وقتا باورهای محدود کننده ما اجازه پیشرفت و رسیدن به آرزوهامون رو بهمون نمیدن.

 

توی این پست میخاستم با هم نوشتن لیست ارزوها رو شروع کنیم. اما لازمه قبل از نوشتن آزروهامون خودمون رو پالایش کنیم. حسسسسسسابی خونه تکونی کنید. مخصوصا باورهای منفیتون رو شناسایی کنید تا برای براورده شدن ارزوهاتون مسیر رو هموار کنید.

ببینم چیکار می کنید.

موفق باشید



تاريخ : شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۴ | 10:6 | نویسنده : پری دریایی |

 

ما به دنیا اومدیم تا رشد کنیم و هر روز بهتر از قبل بشیم.

در گذر زندگی گاهی فراموش می کنیم که هدفمون چیه و بیشتر اوقات یادمون میره ما کی هستیم.

ما این جسمی که می بینیم، نیستیم. ما همون روح عظیم و ذهن قوی هستیم که در این جسم زندگی می کنیم.

جسم ما هدیه ای از طرف خداوند هست. ممکنه قد بلند، متوسط یا ریزه میزه باشیم، سفید یا گندمی یا سبزه باشیم. چشم ریز یا درشت، بینی کوچک یا بزرگ. فرقی نمیکنه. هر انسانی زیبایی خاص خودشو داره. و اونچه که انسانها رو زیباتر میکنه، سیرت زیباشون هست. بزرگترین ناشکری که می تونیم در زندگی انجام بدیم، اینه که از وجود زیبای خودمون ایراد بگیریم.

اگر در ظاهرتون موردی هست که واقعا فکرتون رو مشغول کرده، اول روش حساس نباشید. دوم خودتون رو همینطور که هستید، بپذیرید. و سوم، اگه واقعا اون مورد ناراحتتون میکنه یا واقعا ایراد بزرگی هست و با رفعش احساس بهتری خواهید داشت، میتونید از علم پزشکی و جراحی کمک بگیرید.

میشه بهتر شد. اگه دلتون میخاد بلندتر به نظر برسید، با درست لباس پوشیدن و استفاده از کفشهای پاشنه بلند راحت و استاندارد براحتی می تونید این مورد رو پوشش بدین. برای هر مساله ای راه حلهای مختلفی هست.

اما اینکه دائم بشینید و دنبال عیوب  و ایرادهای خودتون باشید، کار بیهوده ای هست و از این راه به جایی نمیرسید.

تمرین:

-          هر روز تو دفترتون 10 تا از تواناییهاتون رو بنویسید. فقط تواناییها. این کار باعث میشه که بفهمید چقدر هنر و توانایی دارید که تا حالا متوجه نشده بودین. ریزترین نکات رو هم یادداشت کنید. بعد حتمن حتمن حتمن از خودتون تشکر کنید.

-          هر روز 3 تا کار برای دل خودتون انجام بدین. فقط و فقط برای خودتون.

-          هر موقع از جلوی آینه رد میشین، به خودتون یک جمله محبت آمیز بگین و یه تعریف هم از خودتون بکنید.

-          هرچی غیبت و غر و  انتقاد و ... در طول روز دارید، نگه دارید سر یک ساعت مشخص که خودتون تعیین می کنید. بعد تو اون ساعت هرچی دلتون خاست غربزنید و غیبت کنید و ... . یادتون باشه هر روز فقط یک ساعت مشخص وقت دارید برای منفی بودن.

-          هر روز در موقعیتهای مختلف (موقع دوش گرفتن، موقع کرم زدن، موقع لباس پوشیدن، موقعی که پشت میز نشستید و مشغول کار هستید و ...) با محبت و مهربونی خودتون رو نوازش کنید.

 

این تمرینات رو انجام بدین تا کم کم آماده بشیم برای نوشتن لیست آرزوها و فهرست خوشبختی.

 

راستی، پیشاپیش عیدتون مبارک



تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ | 8:43 | نویسنده : پری دریایی |

سلام به خانمای گل و دوست داشتنی

تمریناتون رو مرتب انجام میدین خانما؟

خب، میریم مرحله بعد ...

 

ما لیست ویژگیهامون رو باز هم هر روز می نویسیم. به اضافه اینکه:

-           وقتی هر روز لیستمون رو نوشتیم، یه بار برای خودمون می خونیمش و آخر هر ویژگی که نوشتیم، مکث می کنیم و از خودمون تشکر می کنیم.

-          هر روز که لیستمون رو کامل می کنیم، در آخر به خودمون یه آفرین می گیم و یه جایزه به خودمون می گیم. این جایزه میتونه هر چیزی باشه. مثل: یه لیوان چای داغ، یه لیوان آبمیوه، چند قاشق بستنی خوشمزززززه، شربت آبلیمو، نیم ساعت پیاده روی، دیدن یه فیلم یا کارتون قشنگ، یه قالب صابون عطردار که خیلی وقته میخوایم بخریمش و ...

-          هر روز 3 بار توی آینه به خودمون نگاه می کنیم و از قشنگیمون تعریف می کنیم. اولین نوبت باید حتمن و حتمن صبحها درست بعد از بیدار شدن از خواب باشه. بعله. میدونم اون موقع چشمامون پفالو هست، هنوز منگولیم ..... ولی باید یاد بگیریم خودمون رو دقیقا در همون لحظه هم دوست بداریم. بعله. اینجوریاس.

-          از امروز هر روز به مدت نیم ساعت در کلام و صحبت کمی خساست به خرج میدیم. یعنی چی؟ یعنی فقط حرفهای خوب میزنیم. حرف بد و غیر ضروری ممنوع. غر زدن ممنوع. گله از چیزی ممنوع. حالا چرا نیم ساعت؟ چون هنوز نمی تونیم تمام روز از گفتن حرفهای منفی خودداری کنیم. پس از کم شروع می کنیم و به تدریج مدت زمانش رو بیشتر می کنیم.

 

بدن ما مثل یک باتری می مونه. با هر حرکت اضافی و با هر حرف منفی، مقداری از انرژی این باتری کم میشه. برای افزایش جذابیت باید یاد بگیریم انرژیمون رو ذخیره کنیم. و این کار رو با پرهیز از اعمال منفی انجام میدیم. پس غیبت و غر و نق نق و ... ممنوع میشه تا بتونیم با حداکثر توانمون به پیش بریم.

 

پ.ن.:

هدف از انجام این تمرینا چی هست؟
هدف ما اینه که یاد بگیریم در هر شکل و حالتی که هستیم، خودمونو دوست داشته باشیم و خودمونو بطور کامل بپذیریم.
حقیقت وجود ما جسممون نیست؛ حقیقت وجودمون ذهن و نیروی درونمون هست. جسم برای ما فقط در حد یک لباسه. هر وقت بتونیم این رو بپذیریم، به ارامش میرسیم.
اینکه باورها و نظرات دیگران برامون مهم هست، نشان دهنده کمبود اعتماد بنفس ماست. باید بر این حالت غلبه کنیم. باید در هر حالتی نظر خودمون از همه مهمتر باشه.
ما اینجا از زیبایی حرف نمیزنیم. موضوع تمرینات ما افزایش جذابیت هست. و جذابیت با زیبایی فرق میکنه. ممکنه کسی بسیار زیبا باشه، اما ذره ای جذابیت در وجودش نباشه. جذابیت چطور افزایش پیدا میکنه؟ با پذیرش کامل خود به عنوان یک انسان ، بعنوان اشرف مخلوقات، با ایمان به نیروهای درونی خودمون، با تلاش جهت پاکیزه کردن روحمون از آلودگیها و مزین شدن به اخلاقیات انسانی و با افزایش اعتماد بنفس.

به همین دلیل گفتم از این به بعد هر روز مدت معینی رو مراقب حرفاتون باشید. هر بار غیبت، کنایه زدن به دیگران، تهمت زدن، جر و بحث با افراد، دروغگویی و ... از جذابیت ما کم میکنه و نیروی درون ما رو تباه میکنه.



تاريخ : دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 14:57 | نویسنده : پری دریایی |

عقد کردم: شونزده ی بهمن 

با مردی که سال ها در کنارم بود اما نمی دیدمش.....

با مردی که بیشتر از خودم، دوستم دارد...

 

راستی که .... ازدواج مثل آب خوردن آسان است.....



تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ | 21:9 | نویسنده : سودابه |

 

روزی روزگاری الماس گرانبهایی گوشه یک کلبه قدیمی مخصوص شکار در یک جنگل زیبا روی زمین افتاده بود. سطح الماس پر از خاک و کثیفی بود. هر روز صبح پرتوهای طلایی خورشید از پنجره به داخل کلبه قدیمی می تابید و انعکاس نور خورشید داخل آینه قشنگ برنزی عتیقه ای که توی کلبه بود، دنیای از زیبایی و رنگ رو ایجاد میکرد. الماس همیشه با حسرت به بازی رنگها و رقص نور توی آینه نگاه میکرد و غصه میخورد. دلش میخاست به زیبایی آینه می بود...

جواهرساز معروفی در شهری در نزدیکی اون جنگل زندگی میکرد.یک روز سرد زمستانی، جواهرساز  برای خرید الماس عازم سفر به شهر دیگه ای شد؛ اما در راه گرفتار توفان شد و اتومبیلش توی برفها گیر کرد. از سرما داشت یخ میزد. تصمیم گرفت از اتومبیلش پیاده بشه و کمک بخواد. هیچ ماشینی از اونجا رد نمیشد. جواهرساز احساس کرد از سرما داره بیحس میشه. از طرفی از حمله حیوانات وحشی هم احساس خطر میکرد. به طرف اتومبیلش برگشت ، وسایلش رو برداشت، و تصمیم گرفت میانبر بزنه و از راه جنگل به شهر بره. همینطور که داشت پیش میرفت، چشمش به کلبه قدیمی و متروک افتاد. با خوشحالی وارد کلبه شد. چند تا هیزم توی بخاری انداخت و آتیش روشن کرد. کمی که گرم شد، بلند شد و از روی کنجکاوی داخل کلبه رو بررسی کرد. یکمرتبه چشمش به یک قطعه سنگ افتاد که گوشه هایی ازش برق میزنه. سریع ابزار کارش رو برداشت، و شروع کرد به تمیز کردن سنگ. با دقت خاکها و لکه های سنگ رو پاک کرد. و بعد از چند ساعت از اونچه که دید، تعجب کرد. یک تیکه الماس درشت و بسیار زیبا. الماس رو در مقابل آتیش گرفت. حیرت انگیز بود. هر گوشه الماس نور آتیش رو به زیبایی منعکس میکرد. الماس هزار بار از آینه زیباتر و قیمتی تر شده بود. چقدر قشنگ بود.

فردای اون روز وقتی توفان فرونشست، جواهرساز به شهر خودش برگشت، الماس رو تراش داد و بر روی زیباترین انگشتری که ساخته بود، نگین کرد. الماس به تصویر خودش در آینه نگاه کرد. باورش نمیشد به این زیبایی باشه. پر از نور، پر از بازی رنگها، پر از زیبایی ...

 

سلاااااااااااااااااام

خب، امیدوارم همگی تمرین قبل رو با دقت انجام داده باشید. یادتون باشه اگه ویژگی غیرسازنده تون زیاد هست، به احتمال زیاد دلیلش این میتونه باشه که به خودتون با دید انتقادی نگاه می کنید و نسبت به خودتون حسسسساااااااااااااااابی سختگیر هستید. اما نگران نباشید. روشهایی هست که برای رفع این حالت کمک زیادی میکنه. شما فقط با من همگام و همسفر بشید. بیایید دستامون رو به هم بدیم و به هم اعتماد کنیم و در این مسیر با همدیگه همراه باشیم. و لطفا اینجا در بخش نظرات از پیشرفتهاتون بنویسید. از نوشتن نترسید. اینجا کسی شما رو نمیشناسه. اینجا راحت می تونیم خودمون باشیم.

حالا میریم سراغ قسمت دوم و دوست داشتنی تمرین. من این بخش رو خیلی دوست دارم . چون کمک میکنه بهم که خوبیهای خودمو بهتر و بیشتر ببینم. اماده هستین دخملا؟

هر روز میریم سراغ دفتر خوشگلمون. و 10 تا ویژگی مثبت از خودمون رو توش می نویسیم. بهتره جمله هامون کوتاه نباشه. شرح و بسط بدیم. توصیف کنیم. بزاریم دلمون غنج بره از خوبیهایی که در وجودمون کشف می کنیم. بزاریم درونمون پر بشه از عشق به خودمون و با خودمون بگیم: خدایا، یعنی من این بودم و این همه سال خودمو ندیدم؟

این تمرین رو جدی بگیرید. خیلی خیلی جدی. و هر شب انجامش بدین. هر شب (یا هر روز) حداقل 10 تا ویژگی. اگه دلتون خواست بیشتر از 10 تا ویژگی مثبت هم بنویسید، عالیه.

وجود شما مثل الماسه. فقط در اثر بی توجهی سطحش رو گرد و خاک گرفته. هم الماس و هم جواهرساز شما هستید. همت کنید و از سطح جواهر گرانبها و بی نظیر وجودتون زنگارها رو بردارید تا بدرخشید و از زیبایی و درخشش وجود نازنین خودتون به وجد بیایید... 

 



تاريخ : شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۳ | 8:55 | نویسنده : پری دریایی |

 

سلام ...

از دوستان عزیزی که در بخش نظرات پست قبلی متعهد به انجام تمرینها شدن، بسیار ممنونم. به امید خدا از امروز تمرینات رو با هم شروع می کنیم.

دفتر خوشگلتون دم دستتون هست خانمای گل؟ تمرینا رو توی دفترتون بنویسید.

معمولا ما بزرگترین گله ای که از دیگران داریم اینه که اونطوری که میخواهیم ما رو دوست ندارن، ما رو دست کم می گیرن و به تواناییهای ما احترام نمیزارن و ...

تا حالا از خودمون پرسیدیم سهم ما در این نادیده گرفته شدن و بی توجهی دیدن چیه؟ شاید ما هم مقصریم ...

امروز توی دفترمون میخواهیم از خودمون بنویسیم. ازتون میخام خودتون رو توصیف کنید. بدون هیچ سانسوری بنویسید از نظر خودتون چطور ادمی هستید. با خودتون روراست باشید. اگه دائم از خودتون انتقاد می کنید، حتما دید منفی نسبت به خودتون دارید. روحتون رو جراحی کنید. ببینید کجا و در کدوم بخشها خودتون رو کامل نمی دونید. چه نقطه ضعفهایی رو برای خودتون قائل هستید. چه انتقاداتی از خودتون می کنید. اگه به نظرتون اندامتون بد هست یا لوس هستید، بنویسید. تعارف نکنید. اگه به نظر خودتون صدای قشنگی دارید، بنویسید. هر جوری به خودتون نگاه می کنید، همون رو توی دفترتون بنویسید. ببینم چیکار می کنید.

اگه بیشتر از خودتون تعریف کنید، یعنی عالیه همه چی و اعتماد بنفستون بالاست. اما اگه انتقادات ما از تعریفهامون بیشتر باشه، این برای ما یک زنگ خطر جدی هست. چون نشون میده زیباییهای روحمون و تواناییهامون رو نمی بینیم و به جاش دائم روی نقطه ضعفهای کوچیکی زوم کردیم که خیلیهاشون اصلا ضعف مهمی محسوب نمیشن و با کمی تلاش براحتی میشه برطرفشون کرد.

نتیجه این تمرین رو در بخش نظرات این پست بنویسید. لزومی نداره که همه نوشته هاتون رو به اینجا منتقل کنید. فقط بنویسید که چند تا مثبت به خودتون دادید و چند تا انتقاد از خودتون کردید.

الف- تا زمانیکه تمرینها رو انجام میدیم، از نوشتن مطالب غیرمرتبط در بخش نظرات پستها خودداری کنید.

ب- طی این دوره فقط روی شناخت خودمون تمرکز می کنیم. پس در مورد رابطه سوالی جواب داده نمیشه.



تاريخ : دوشنبه ششم بهمن ۱۳۹۳ | 9:3 | نویسنده : پری دریایی |
سلام دوستان عزیزم

تا الان با مباحث زن بودن بصورت تئوریک آشنا شدیم. چهار کهن الگوی زنانه رو در وجودمون شناختیم. از امروز تصمیم داریم قدم در راهی بزاریم که به شناخت بیشتر از خودمون و آشتی با درونمون منجر بشه. از شما عزیزان میخام برای انجام تمرینها در بخش نظرات این پست اعلام آمادگی کنید. این اعلام امادگی از دو جهت مهم هست:

یکی اینکه  بدونیم در این مسیر چند تا همسفر هستیم.

و دوم اینکه اعلام و نوشتن در اینجا به منزله تعهد به خودمون هست.

از امروز تا 3 روز فرصت دارید اینجا اعلام آمادگی کنید.

یه دفتر خوشگل بخرید، یا اگه توی خونه دفتر نصفه دارید، بردارید و یک جلد قشنگ روش بزارید. در صفحه اول اون دفتر بنویسید:

من .... (اسمتون رو بنویسید) متعهد میشم برای رشد شخصیم وقت بزارم و هر روز تمرینات رو با جدیت انجام بدم. من میدونم که الان خیلی عالی هستم. و برای آرامش و شادی و خوشبختی بیشتر خودم میخام از این هم بهتر باشم. من میخام وجود خودم رو به عنوان یک زن بپذیرم و تمام زیباییهای روح قشنگمو در آغوش بگیرم. من میخام، پس میتونم.

تا زمانیکه زنده هستیم و نفس می کشیم، میتونیم به آرزوهامون برسیم و زندگی قشنگمون رو بسازیم. کافیه فقط اراده کنیم. کافیه فقط بخواهیم. یادمون باشه در تمام مسیر زندگی پشتمون به خدا گرمه. پس قوی هستیم...

یادمون باشه هر وقت در این مسیر و در تمام زندگی کم آوردیم، دستامون رو مشت می کنیم و با تمام وجودمون میگیم:

میخام، میتونم.



تاريخ : سه شنبه سی ام دی ۱۳۹۳ | 9:9 | نویسنده : پری دریایی |
دست از اهداف تان برندارید، در کنار هر سختی، آسانی ست...

 

اهالی خوب وبلاگم... از شما ممنونم که همیشه هستید، حتی وقتی که من ، نیستم....

کسی اگر یادش هست لطفا اسامی عروس خانوم های جدید رو به من بگه، لیست کامل نیست...

ممنونم....

به زودی سحر فرا می رسد...باور کنید..



تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۳ | 20:19 | نویسنده : سودابه |

سلام دوستان.. من میخواستم یه کشف بزرگمو با شما درمیون بذارم...

میدونم که خیلیا قبلن این کشف رو کردن اما من تازه بهش رسیدم.. من هروقت این وبلاگ میخوندم مخصوصا وقتایی که حالم خوب نبود همش با خوذم فک میکردم که چرا ما اینهمه باید زحمت بکشیم، مگه هر کی ازدواج کرده این کارا رو کرده. اصلا مگه خود پسرا خیلی ازینا رو بلدن... بالاخره جواب قانع کننده برا خودم پیدا کردم..
ما نمی آیم اینجا اینا رو بخونیم تا همسر خوبی باشیم، شوهر خوبی پیدا کنیم، ما اینارو میخونیم تا یاد بگیریم چطور زندگی کنیم، چطور از زندگی لذت ببریم، چطور بزرگ شیم، چطور بلد باشیم از تنهایی نهایت لذت رو ببریم.. و اینکه اگه داریم یاد میگیریم چطور همسر خوبی باشیم و به معنای واقعی "زن" باشیم، اونم فقط بخاطر خودمونه، تا توی زندگی مشترکمون هم نهایت لذت نصیبمون شه... کشف بزرگ من اینه که هدف ما ازین یادگیریا فقط داشتن زندگی عالی برا "خودمونه"...
من ازین که دارم خودمو میشناسم و سعی میکنم شاد شاد باشم نهایت لذت رو می برم... بچه ها شروع کنید.... شروع کنید و زندگی جدیدی برای خودتون بسازید... نو شید... تازه شید.. از اول شروع کنید... 
منتظرم بشنوم که دونه دونه میاید و خبر آرامش داشتن و بهشت بودن زندگی تونو می دید



تاريخ : شنبه ششم دی ۱۳۹۳ | 21:45 | نویسنده : سودابه |

 

مرد خود را درک کنید

 

 

 

ما زنان تحصیل کرده و توانایی هستیم که در دنیای امروز همپای مردان کار و تحصیل و فعالیت می کنیم و در مواردی حتی خیلی بهتر از مردان عمل می کنیم.

فرض کنید از شما دعوت میشه برای یک موضوع مهم در حضور دیگران سخنرانی کنید. چیکار می کنید؟

خب بزارید با هم مرور کنیم: اول به بررسی این موضوع می پردازیم، بعد دنبال منابع و انواع کتاب و جزوه برای این سخنرانی می گردین، با افراد صاحب نظر مشورت می کنید تا بتونید از تجربیاتشون آگاه بشید، موقعیت سالن سخنرانی رو بررسی می کنید، متن سخنرانی رو می نویسید، چندین بار با خودتون متن سخنرانی رو تکرار می کنید، به خودتون بیشتر و بهتر رسیدگی می کنید تا در روز سخنرانی تمیز و آراسته باشید، و ...

اما چند نفر از ما قبل از شروع رابطه با مردان از ویژگیهای روانشناختی مردان شناخت پیدا می کنیم؟؟

ما می تونیم با تکیه بر جاذبه های جسمی خودمون یک مرد رو جذب خودمون کنیم. اما...

اما مجذوب کردن مرد یک چیز هست و حفظ مرد یک چیز دیگه.

خیلی از مردان پس از مدت کوتاهی که از آشنایی با زن میگذره، رهاش میکنن و میرن، سرد میشن، محبتشون کم میشه ...

برای ادامه ارتباط با مردان باید هم اونها رو خیلی خوب بشناسیم و هم از قدرت زنانگی خودمون آگاه باشیم.

کتابهای زیادی در مورد روانشناسی مردان و برقراری ارتباط با مرد نوشته شده. با دنیای مردان و ترسها و دغدغه های اونها آشنا بشیم و با قدرت زنانه مون بهشون آرامش بدیم.

امروز با بزرگترین ترس مردان آشنا میشیم. اگه این موضوع رو خوب درک کنیم و بالاتر از اون اگه بهش عمل کنیم، خیلی از اختلافات ما با مردان تموم میشه و در کنار همدیگه خوشبخت تر خواهیم بود.

حتمن توی کتابهای تاریخ خوندین که در گذشته سلاطین ستمگر چطور دشمنان و مخالفانشون رو مجازات میکردن: از شکنجه و اعدام و قطع دست و پا گرفته تا .......

تا گرفتن مردانگی اونها.

این بدترین نوع شکنجه بود. مردی که مردانگیش گرفته میشد، در نظر بقیه ارج و شخصیت خودشو از دست میداد، احساس حقارت شدید میکرد و همیشه مورد تمسخر زنان و مردان دیگه بود. برای این مرد بهتر بود بمیره و اینطوری تحقیر نشه. اون بزرگترین سند مردانگیش رو از دست میداد و از دنیای مردان به بیرون رانده میشد.

در تمام طول تاریخ، بزرگترین ترس مردان، از دست دادن مردانگی هست؛ هم  از لحاظ جسمانی و هم از لحاظ روانی. خانما لطفا این ترس مردان رو درک کنید.

مردان برای ترس از زنان دلیل موجهی دارن: مردی که عاشق زنی میشه، دیگه خودش نیست. این مرد خودش رو در دیگری گم میکنه . عشق باعث میشه مرد تا حد زیادی استقلال و حس آزادی فکری و جسمی خودشو از دست بده. دقیقا به همین دلیل خیلی از مردان تا حد ممکن تن به ازدواج نمیدن. مگه اینکه یه خانم باهوش بتونه بهش اطمینان بده دنیای زیبایی مردانگیش رو ازش نخواهد دزدید. درست مثل ماهی که عاشق طعمه است، ولی از قلاب متنفره. با تمام وجودش میخاد به طعمه نزدیک بشه و اونو یه لقمه کنه. اما نگرانه که دهانش به قلاب گیر کنه و شکار بشه و سر از ماهیتابه خانم خونه دربیاره!

یک مرد بالغ و مستقل و خودساخته که با تلاش فراوان از خانواده و مخصوصا مادرش استقلال عاطفی و روانی بدست اورده، به سختی اجازه میده زن دیگه ای رسما وارد زندگیش بشه و باز مثل یک مادر سختگیر بهش امر و نهی کنه و براش چارچوب و قانون تعیین کنه. مخصوصا اگه این مرد بخاطر صفات پررنگ مردانه ش خیلی هم مغرور باشه.

مردان ، حتی باتجربه ترین و منطقی ترین و کاملترین اونها، به قوت قلب و رسیدگی از طرف زن نیاز شدیدی دارن. معمولا این نوع مردان از نظر زنان فمینیست، مردان نابالغ و بچه صفت شناخته میشن. درحالیکه اونها با لجبازی و خودسری فقط دارن برای حفظ مردانگیشون تلاش میکنن.

انتقاد، عیبجویی، غرغر کردن، رفتارهای سلطه گرانه، کنترل طلبی نسبت به مرد و تحقیر مرد هییییییچ وقت مرد رو به زنان متمایل نمیکنه. بلکه روز به روز از نظر عاطفی و روانی از زن دورترش خواهد کرد.

 

مردان بخاطر این ترس قدیمی که نسبت به از دست دادن مردانگیشون دارن، خیلی مغرور هستن و در مقابل زن مقاومت میکنن.  بنابراین زنی که غرور مرد رو درک نکنه، هیچوقت نمیتونه مردان رو درک کنه. زن باید با روشهای مختلف، ترس مرد رو کمتر کنه و بهش نشون بده که مردانگیش رو ازش نخواهد گرفت؛ بلکه تمام هدفش اینه که  زندگی مرد رو پربارتر کنه و راه رو براش هموارتر کنه و به غرور و حس مردانگیش احترام میزاره.

نتیجه خوب این درک و حمایت زن، هم خود زن و هم مرد رو سرمست میکنه. مردی که مورد تحسین و تأیید زن زندگیش قرار می گیره، ترغیب میشه که طبق همون برداشت زن رفتار کنه و گفته های شیرین زن در مورد خودش رو به عینیت دربیاره. با اعتماد مثبتی که زن به مرد نشون میده، مرد هم با عشقی بیشتر با زن همراهی میکنه و به این ترتیب لحظات با هم بودن اونها در مسیر زندگی شیرینتر میشه.

 

بادا که این شیرینی در کام تمام ما حس بشه. از الان تا ابد

 



تاريخ : چهارشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۳ | 11:33 | نویسنده : پری دریایی |

 مرد مناسب برای ازدواج

 

فرض کنید خانم توی دانشگاه، محل کار، محل زندگی ، بین اقوامش و .. با مرد مناسبی آشنا شده و از اون آقا خوشش اومده و دلش میخاد همسر اون آقا بشه. حالا چیکار باید بکنه؟؟

خب، اینجاست که جنبه آمازون به کمک زن میاد. بعله. آمازون همه جا هم بد نیست. اتفاقا خیلی جاها وجودش برای زن موهیت و نعمت بزرگیه.

بعد از اینکه یه مدت از شروع ارتباط گذشت، زن باید به کمک جنبه امازون باهوش، سه تا موضوع رو برای خودش روشن کنه: 1- آیا این مرد اهل تعهد دادن هست؟ آیا به دنبال رابطه تک همسری هست؟

2- آیا این مرد برای ازدواج مناسبه و آمادگی ازدواج رو داره؟

3- آیا این مرد مشتاق به ازدواج با خانم هست و اصلا تمایلی به این خانم نشون میده؟

وقتی مردی واقعا به یک خانم علاقمند باشه، بعد از چند ماه ملاقات و دیدار نشون میده که مایل به برقراری ارتباط محکمتر و مایل به تک همسریه. اگه دوره آشنایی به چند سال برسه و مرد بدون دلیل موجهی زن رو بلاتکلیف نگه داره، معمولا نشونه بی علاقگی مرد به ازدواج یا خاص نبودن اون خانم براش هست.

اگه دقت کرده باشید، هر کارفرما و رئیسی توی ادارات و کارخونه ها معمولا افراد تازه استخدام شده رو حسابی زیر ذره بین می گیره تا صلاحیت و شایستگی اون فرد رو برای اون پست شغلی خاص ارزیابی کنه. دوره آشنایی هم از نظر زن باید اینطوری باشه. این زمان باید از نظر زن مثل دوره آزمایشی تلقی بشه: باید تمام رفتارهای مرد با دقت پیگیری بشه.

از طرفی، خانم هم باید رفتارهای خاصی از خودش بروز بده. از جمله اینکه باید با بکار بردن مادونای خودش نشون بده خانم نجیب و پاکی هست، به هیچ وجه با مرد اتمام حجت نکنه، توهین نکنه، تندی نکنه، از مرد درخواستی نکنه و تحت هییییییچ شرایطی از مرد توجه بیشتری رو طلب نکنه و نخاد که زمان بیشتری رو با هم باشن. خوشحال باشه که حضورش در کنار مرد حس میشه. اما ...

یک کار مهم دیگه هم باید انجام بده. با افراد شایسته دیگه هم بطور معقول و درچارچوب تمام اصول ارتباط داشته باشه. چرا؟؟ چون اول اینکه اینطوری در یک جا سرمایه گذاری نمیکنه. دوم اینکه بخاطر ارتباطش با یک فرد دیگه، اشتغال ذهنی خواهد داشت و بنابراین در انتظار مرد نیست، پس درصورتی که مرد براش زیاد وقت نزاره، بهش غر نمیزنه.

توجه کنید که این موضوع در ابتدای رابطه است. توی همون دوره آزمایشی. و یادتون باشه تا زمانیکه مرد به شما رسما تعهدی نداده، شما آزاد هستید. خیلی از خانما (و از جمله خودم) در مقابل این موضوع مقاومت میکنن. حق هم دارن. طبیعت زن تک همسری هست. پس نمیتونه همزمان با دو مرد ارتباط داشته باشه. هیچ مردی غیر از عشق واقعی زن، اونو خوشحال نمیکنه و سر شوق نمیاره...

اما اینجا یه نکته ظریف وجود داره: زنی که مردان مختلف خواهانش باشن، خیلی خواستنی تر و جذابتر از زنی هست که توی خونه نشسته و منتظر تلفن مرد هست و هر 10 دقیقه یکبار تلفنش رو چک میکنه یا دائم به مرد پیغام میده و از بی توجهی مرد گله میکنه.

از طرفی، با این کار بین مردان رقابت سالم ایجاد میشه و اونها برای پیروزی در این رقابت و رسیدن به این زن ترغیب میشن و برای اینکه این جواهر قیمتی رو مال خودشون بکنن، حتی حاضر میشن زیر بار تعهد ازدواج برن. و اینجاست که برای زن حق انتخاب ایجاد میشه. زن با قدرت و اعتماد بنفس بیشتری در مراحل اولیه آشنایی جلوه میکنه . به این ترتیب فشار از دوش مرد برداشته میشه و ته دلش حس میکنه داره به دنبال زن میره تا اونو مال خودش بکنه. (همینجا توی پرانتز بگم که زنها عموما دو دسته هستن. زنی که هدیه ست و زنی که جایزه است. زنی که هدیه است خودشو در دسترس مرد قرار میده و هر موقع مرد بخاد میتونه باهاش حرف بزنه، همیشه برای گردش با مرد اماده است و خلاصه برای بدست اوردنش نیازی به تقلا نیست. اما زنی که جایزه است، به این راحتی در دسترس مرد قرار نمی گیره. این زن مثل یه ماهی می مونه که هر لحظه ممکنه از دست مرد بلغزه و به تور صیاد دیگه ای بیفته. هر آن احتمال داره که مال رقیب بشه. پس برای بدست آوردنش باید زحمت کشید و تلاش کرد و مردانه مبارزه کرد تا رقیب رو از میدون به در برد). یک مرد برای ازدواج با زن باید مطمئن بشه که زن دوستش داره. اما باید این احساس رو هم داشته باشه که داره زن رو تعقیب میکنه و زن مشتاق تعقیب نیست. بلکه غزال رعنایی هست که باید شکار بشه.

داشتن روابط، مشغولیتها، علائق، و دوستان دیگه باعث میشه نگرانیهای زن کم بشه و نمیزاره که زن در گفتگو با مرد بحث رو به ازدواج بکشونه. پس زن باید حسسسسسابی خودشو سرگرم کنه تا زیاد پاپیچ مرد نشه. و به مرد این احساس رو بده که همه چیز تحت کنترلش هست و همه تحت امرش هستن.

پس:

اگه با مردی آشنا شدید و برای ازدواج مناسب دیدین و اون مرد هم به شما

تمایل نشون داد، سعی کنید حداقل بعضی از توصیه های بالا رو به کار ببرید.

 



تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر ۱۳۹۳ | 15:17 | نویسنده : پری دریایی |
خب، تا حالا از زن ایده آل صحبت کردیم. ولی یک سوال: آیا با هر مردی میشه ازدواج کرد؟؟ فرض کنید یه خانم کامل اینجا میخاد ازدواج کنه. آیا هر مردی شایسته همسری این خانم هست؟؟

آرزوی زنان امروزی اینه که با مردی کامل و قوی ازدواج کنن. حتی قویترین زنان آمازون هم آرزو دارن در کنار مردی محکم دو بااعتماد بنفس قرار بگیرن و خودشون رو بطور کامل تسلیم این مرد قهرمان کنن. اما...

متأسفانه در دنیای امروز تعداد مردان واقعی کم شده. خیلی از مردان امروزی تحت تأثیر نوع تربیت مادرانشون و القائات جامعه فراموش کردن که باید ببر باشن و تبدیل شدن به گربه هایی دوست داشتنی، ملوس.انسانهایی با احساس، لطیف و بعضاً حتی اوا خواهر! این مردان به راحتی تحت سلطه زنان درمیان و تلاش میکنن زن رو درک و تحمل کنن و باهاش کنار بیان. درحالیکه مردان قوی و واقعی چنین کاری نمیکنن. بیایید بطور خلاصه این مردان رو بررسی کنیم:

- پسربچه های ابدی: مردانی که در دهه دوم زندگیشون باقی موندن و هنوز فکر میکنن نوجوان 16 ساله دبیرستانی هستن. پسرهایی که رشد نمیکنن. مردان بازیگوشی که همیشه میتونن زن رو به خنده بندازن. ولی اصلا نمیخان بار مشکلات زندگی رو به دوش بکشن. مردانی که انگار زیر دست پدر بزرگ نشدن. این مردان هنوز به مامانشون دلبستگی دارن. درحالیکه لازمه مرد شدن، جدایی از مرد و اتحاد با سایر مردان هست. بیشتر خانما از نظر این مرد مثل مامان هستن براش و باید در حقش مادری کنن. مشکلاتشو حل کنن، براش کار جور کنن، سفارشش رو بکنن، و ازش همه جوره حمایت و پشتیبانی کنن. معمولا مشغول کاری هستن که معتقدن در شأنشون نیست و همیشه دنبال کار بهتر میگردن. دائم زندگیشون رو به تعویق میندازن. این مردان اغلب عاشق و شیفته زنان آمازون میشن. چون این زنان قوی و قدرتمند قادر هستن بخوبی ازشون حمایت کنن و به جلو هدایتشون کنن. ضمن اینکه آمازون با «کار کردن» از واقعیت فرار میکنه و پسربچه ابدی با «کار نکردن»! آمازون از ازدواج میترسه و پسربچه هم از تعهد دادن و مرد شدن هراس داره. هر دوی این افراد خودخواه هستن و بشدت نیازمند توجه و مراقبت. جالب اینجاست که روابط از نوع «زن آمازون – مرد پسربچه» معمولا خیلی زیاد دیده میشه. تعداد مردانی که هنوز در عالم نوجوانیشون بسر میبرن، زیاده و اگه این مردان تصمیم بگیرن، میتونن رشد کنن و تبدیل به مردان بالغی بشن. مخصوصا اگه زنی که کنارشون هست، اونها رو درک کنه و بهشون اهیمت و اعتماد بنفس بده. این مردان میتونن تبدیل به قهرمان زندگیشون بشن. اما برای این کار همسرشون باید دست از مادری کردن براشون برداره و حمایتهاش رو نسبت بهش کم کنه. نباید بیش از اندازه نسبت به این مردان دلسوزی کرد. وگرنه جلوی رشد مرد گرفته خواهد شد. زنان مادر-آمازون تمایل زیادی برای آموزش و نصیحت این مردان دارن.اما باید در مورد تمایلات مادرانه شون کوتاه بیان و به مرد اجازه بدن خطا و اشتباه بکنه تا کم کم رشد کنه و مرد بالغی بشه.

- پسربچه های بد: مردان جامعه ستیز. پسرهای بد. مردان بی وجدان. پسرهای خرابکار. افکار این مردان آلوده به خباثت و حیله گری است. این مردان متقلب و موذی هستن و خودشون رو از نیازها و احساسات دیگران مبرا میدونن. اما بخاطر ویژگی ساختار شکنانه شون خیلی زنها طرفدار این مردان میشن. زنان بسیاری بازیچه دستان این مردان فریبکار میشن. ولی این مردان بیشتر این زنها رو ناامید میکنن و براحتی قلب اونها رو میشکنن. خیلی وقتها زنان آمازون جذب این مردان میشن. این زنان تشنه هیجان هستن و زندگی پسرهای بد سرشار از هیجان و فراز و نشیب هست و ماجرجوییهای این مردان در زندگیشون، اونها رو در نظر زن آمازون تا حد یک قهرمان بالا میبره.

- سوپرمن یا ابرمرد: مرد خوبی که از ویژگیهای خوب مردونه ش محروم شده. مردی که یا خیلی بی بخار شده یا خیلی شرور هست. در درون این مردان یک مرد خوب و رام و سر به راه زندگی میکنه که فقط یک زن زیرک و الهام بخش میتونه این مرد رام رو کشف کنه و از وجودش بیرون بکشه و بهش اعتماد بنفس بده. حقیقت اینه که هر زنی میتونه مرد رو خرد کنه. ولی زنان خیلی کمی این هنر و توانایی رو دارن که بتونن مردی رو بالا ببرن و بهش جرأت و اعتمادبنفس بدن. چطوری؟ به روشهای مختلف: با قلقلک دادن حس مردونگی مرد، با تعریف و تمجید از تواناییهای داشته و نداشته ش، با تحسین مرد و تشکر بابت هر کار کوچیک و بزرگش و ... .

خیلی از مردان در جریان موج فمینیستی که در دهه های اخیر به راه افتاده، در وجودشون نوعی احساس خشم نسبت به زنها دارن و حس میکنن برای حفظ زندگیشون باید با زنها بجنگن. شما هم حتمن دیدین و شنیدین که پسرها این روزها خیلی از حضور پررنگ دختران در جامعه شکایت میکنن و دلیل کم شدن فرصتهای شغلیشون رو همین دختران کم توقعی میدونن که با حقوق کمتر حاضرن کار کنن و ... . دلیل این موضوع، همین ترس مردان از وضعیت فعلی و تهدید مواضع مردونه شون هست. مخصوصا مردانی که شخصیت مردانه تری دارن، در مقابل زنها بیشتر حالت تدافعی می گیرن و میخان با رفتارشون ثابت کنن: «من از تو مردترم. من از تو قویترم. اگه فکر میکنی از من قویتری، ثابت کن». گاهی این مردان بطور موقت با زنها دوستی میکنن و بعد کنارشون میزارن. اینطوری احساس پیروزی میکنن و زن احساس میکنه شکست خورده. یکی از دلایلی که زنها رو از صمیمیت زیاد با مردان نهی میکنن، همینه.

با کدوم یکی از این مردها آشنا بشیم؟

این چیزی هست که شما تعیین میکنید. قانون کلی اینه: هرچقدر زنی زنانه تر رفتار کنه و بخشهای زنانه وجودش یعنی مادونا و معشوقه فعالتر باشن، به همون نسبت مردی با ویژگیهای مردانه تر رو به خودش جذب میکنه. پس اگه به دنبال مردی با خصوصیات مردانه هستید، اگه به دنبال یه مرد کامل هستید، سعی کنید خودتون زن کاملی باشید، لطافت و زنانگی رو در خودتون پرورش بدین. اونوقت قهرمان شما از بین خیل مردان شما رو خواهید دید و برای تصاحب شما دست به کار خواهد شد.



تاريخ : شنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۳ | 15:29 | نویسنده : پری دریایی |

 

وقتی مردی قصد ازدواج با را شما دارد...

 

چیزی که باعث شد تا امروز از مردها صحبت کنم، تعداد زیاد کامنتهای دخملایی هست که قلب عزیزشون رو درگیر محبت و دلبستگی به مردانی کردن که بنظر میاد خیلی به همراه بودنشون اعتمادی نیست.

همونطور که گفته بودم میخام بهتون  3 تا کلید بدم تا با توجه به این کلیدها خودتون شرایط رو بسنجید و آینده رابطه تون رو پیش بینی کنید.

عشق مردها با عشق زنها متفاوت هست. ما زنها عشقمون رو با به زبون اوردن گلمات محبت آمیز، مهربونی کردن، تشویق و تحسین و ... نشون میدیم. اما ...

اما عشق مردها اینطوری نیست.

مردها عشق خودشون را با انجام کارهای زیر نشون میدن.

1-      اقرار:

 مردها غیرتی و انحصارطلب هستن. اگه مردی شما رو برای خودش بخاد، حتمن و حتمن و بدون شک و صد درصد و مطمئناً و بی برو برگرد شما رو به دیگران معرفی میکنه و این موضوع رو به همه میگه: «این خانم دوستم هستن»، «این خانم عشق منه» و ... . مردی که شما رو دوست داشته باشه و در آینده زندگیش، خودش رو در کنار شما ببینه، حتمن یه جوری به دیگران میفهمونه که شما براش خاص هستین و تلویحاً هشدار میده که «آهای! حواست باشه. این خانم مال منه ها. بخای چپ نگاش کنی، فکتو داغون میکنم».

پس اگه دیدین آقایی که باهاش در ارتباط هستین شما رو به عنوان خانم ایکس ، همکلاسی درس نقاشی دانشگاه به آشناها و دوستاش معرفی کرد، یا از هیچ کدوم از افراد خانواده ش چیزی نمیدونید، یا شما رو از همه دوست و آشنا و فامیلش دور نگه میداره، میتونید مطمئن باشید که در برنامه ریزی بلند مدتش هیچ جایگاهی نخواهید داشت. اما از لحظه ای که به شما عنوان میده و جوری به دیگران معرفیتون میکنه که همه بدونن حق نزدیک شدن به شما رو ندارن، بدونید که جایگاه مهمی در زندگیش پیدا کردید.

2-      تأمین:

دومین کلید مهم، تأمین هست. وقتی مردی شما رو دوست داشته باشه، مخارج شما رو تأمین میکنه و پولش رو در اختیارتون میزاره تا شما هرچی که میخواهید، داشته باشید. این قانون مرد هست. قرنهاست که مرد وظیفه تأمین رفاه و آسایش خانواده ش رو داره. و اگه مردی واقعا زنی رو دوست داشته باشه و برای بودن با اون زن برنامه ریزی کرده باشه، حتمن و حتمن تدمین هزینه های زندگی زن رو وظیفه خودش میدونه. مردی که شما رو دوست داشته باشه بدون درخواست شما بهتون پول میده تا برای تأمین مخارجتون دچار مشکل و سختی نشید (البته یه خانم هم باید حد خودشو نگه داره. یادتون باشه به مرد به چشم بانک نگاه نکنید. اینکه بخواهید تمام مخارجتون رو از طریق مردی که باهاش در ارتباط هستید تأمین کنید، کمی بی انصافیه). پس کنار بایستید و ببینید که اون آقا در مسائل مالی با شما چطور برخورد میکنه. یادتون باشه این حق شماست که با مرد همراهتون به سینما و تئاتر و رستوران و ... برید و البته پرداخت هزینه ها هم بر عهده مرد هست. اگه دیدین مردی از این کار خودداری کرد، بدونید که یا خیلی خسیس هست، یا هنوز به استقلال مالی نرسیده و یا اینکه فقط برای وقت گذرانی با شماست. یک مرد واقعی وقتی می بینه که یه خانم بهش نیاز داره و میتونه کمکش کنه، از خوشحالی به عرش میره.

3-      حمایت:

وقتی مردی عاشق شماست، کافیه بشنوه یکی به شما حرف نامربوط زده یا باعث ناراحتیتون شده یا براتون مزاحمت ایجاد کرده. دیگه اون آدم باید بره برای خودش یه سوراخ موش اجاره کنه تا زمانیکه آقا موضوع یادش بره یا اینکه بمونه و سهم کتکش رو نوش جان کنه. مردها از بچگی یاد می گیرن که باید مراقب زنهای زندگیشون (مادر، خواهر، دخترهای فامیل و بعد هم همسر) باشن. وقتی مردی میگه که عاشق شماست و دوستتون داره، یعنی براش مثل دارایی و مایملک هستین. یعنی چهارچشمی حواسش به شماست و مواظبتونه تا کسی جرأت نکنه به شما حرفی بزنه. مردی که شما رو بخاد، وقتی دیرتون شده باشه با ماشینش میاد دنبالتون تا شما رو برسونه، اگه در مسأله ای به کمک فکری احتیاج داشته باشید، کمکتون میکنه. اگه کتاب یا جزوه ای لازمتون باشه، میگرده و براتون پیدا میکنه و ... ژنهای مرد فریاد میزنن که باید از زن مورد علاقه ش حمایت کنه و زیر سایه خودش بگیرتش.

اگه مردی این کارها رو برای شما انجام داد، بدونید که دوستتون داره و توی ذهنش براتون نقشه های خوب در سر داره.

ضمن اینکه اگه مردی شما رو واقعا بخاد, براتون از نقشه های خودش در آینده تعریف میکنه. براتون تعریف میکنه که چیکار میخاد بکنه، کجا میخاد زندگی کنه و ... . اگه بین 6 ماه تا یکسال از ارتباط بین شما گذشت و مرد شما برای ازدواج باهاتون اقدامی نکرد، احتمال ازدواجتون با هم خیلی کم میشه. نمیگم غیرممکن میشه. اما احتمالش پایین میاد.



تاريخ : پنجشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۳ | 17:3 | نویسنده : پری دریایی |

 

 بهترین خودت باش

 

تا اینجا خیلی چیزا یاد گرفتیم. گفتیم یه خانم خوب چطوری هم هوای آقا رو داره و هم هوای خودشو.

امروز میخام حرفامو مثل گوشواره به گوشتون بزارید.

گاهی اوقات هست که از مردی خوشمون میاد و با همه وجود آرزوی زندگی با مرد رو می کنیم. اما اون مرد اصلن توجهی به ما نمیکنه. تو اینجور مواقع می شینیم و زانوی غم بغل می گیریم. با خودمون میگیم اون مرد ایده آل ما بود. آرزو می کنیم برگرده و ما رو سوار بر اسب سفید به کاخ زیباش ببره و تا همیشه با هم به خوبی و خوشی زندگی کنیم ...

یه لحظه صبر کنید.

ما دقیقاً داریم چیکار می کنیم؟

ما خودمون، مهمترین فرد زندگیمون رو رها کردیم و چسبیدیم به یکی دیگه. ما یادمون رفته که حضور دیگران در زندگیمون منوط و مشروط به زندگی ماست. یعنی تا ما زنده هستیم، تا ما «هستیم»، این آدمها اهمیت دارن. پس اولویت اول ما هستیم. ولی ما خودمون رو، مهمترین انسان روی زمین رو رها کردیم و چسبیدیم به یکی دیگه.

فهمیدین چی شد؟

ما هر روز دقایق و ساعتهای زیادی رو برای خاطر اون فرد تلف می کنیم. اینطوری هم خودمون اذیت میشیم و هم انرژیمون بطور ذهنی اون فرد رو خفه میکنه.

پس از امروز رویه مون رو تغییر میدیم. از امروز تصمیمی می گیریم که به مدت یک ماه روی خودمون تمرکز کنیم. خودمون رو مهمترین آدم روی زمین بدونیم و ....

از زندگی و زن بودنمون لذت ببریم.

بچه ها، دخترای گل، خانمای لطیف،

انتظارات نابجای خودمون و دیگران روی ذهنیت ما از خودمون تإثیر میزاره و باعث میشه فکر کنیم کامل نیستیم یا اونقدری که باید، خوب نیستیم. واقعیت اینه که همه ما در نوع خودمون منحصر به فردیم. همه ما عالی هستیم.

پس:

شاد باشید. بخندید. هر جا که پا میزارید، با خودتون شادی رو به اونجا ببرید. سعی کنید لبخند همیشه زینت بخش صورت قشنگتون باشه. مثل یک کودک بازیگوش شاد و رها باشید.

به نظافت و آراستگی ظاهرتون توجه کنید که هرچی از این بگم، باز کم گفتم. همیشه تمیز باشید. خوشبو باشید. هر روز دوش بگیرید. بدن عزیزتون رو با خوشبوترین صابونها بشورید. بهونه هم نیارید. بعضی صابونهای ایرانی و ارزون خیلی خوشبوتر از صابونهای خارجی هستن. دنبال جنس گرون نباشید. بعد از هر وعده غذا مسواک بزنید. به پوستتون رسیدگی کنید. یه کرم مرطوب کننده و یه ضد آفتاب برای صورتتون بخرید. خانمای بالای 26 سال کم کم وقتشه که کرم دور چشم برای پوست لطیف اطراف چشمتون استفاده کنید. به پوست لطیف پاهاتون رسیدگی کنید. بزار پاهاتون به لطافت پای نوزاد باشه. به نظافت و آراستگی ناخنهاتون توجه کنید. زیاد آرایش نکنید. بزارید چهره تون حالت طبیعی و معصوم یک زن رو داشته باشه. لباس و کفشتون رو همیشه تمیز نگه دارید. کیفتون رو از وسایل بی مصرف و اضافه تمیز کنید. یادتون باشه این کارها به ما و اطرافیانمون ثابت میکنه که ما برای خودمون ارزش قائلیم.

تنبلی نکنید. بلند شید و توی کارهای خونه کمک کنید. موقع ظرف شستن و جارو کشیدن اواز بخونید. حتمن و حتمن در روز یک وعده آشپزی کنید. به قول دکتر شیری، آشپزی هنر کیمیاگری هست. از مواد خام و غیرقابل خوردن، غذایی خوشمزه و خوش عطر درست کردن واقعا هم کیمیاگری حساب میشه. پس دست بکار بشین. برید تو اشپزخونه و همین امروز غذا رو شما درست کنید. هر روز به غذا تنوع بدین. غذاهای جدید رو امتحان کنید. از این کار لذت ببرید و با عشق آشپزی کنید. حتمن موقع سرو، غذا رو تزیین کنید. خلاصه که تا میتونید در این زمینه خلاقیت به خرج بدین.

هنرهای زنانه رو یاد بگیرید: خیاطی، بافتنی، روبان دوزی، گلدوزی، کیف دوزی، ویترای، نقاشی روی پارچه، تزیین غذا و سفره آرایی، گل سازی و ... . ببینید بین هنرهای زنانه از کدوم خوشتون میاد و همون رو یاد بگیرید. با این کار هم صبر و متانت شما بیشتر میشه (مادونا) و هم خلاقیتهاتون شکوفا میشه (معشوقه).

یک گلدون بخرید و توش با دستای خودتون گل بکارید. حس کنید که دارید در آفرینش و پرورش یک موجود زنده با خدا همکاری می کنید. با حیوانات و طبیعت مهربون باشید. به درختها و گلها نگاه کنید. اونوقت می بینید چطور شادی میکنن و ازشون انرژی می گیرید.

وقتی وارد تاکسی میشید یا به مغازه ای میرید یا وارد جایی میشید، حتما سلام کنید. وقتی کسی ازتون آدرس می پرسه، مؤدبانه و با لبخند جوابشو بدین. خوشرو باشید. هیچ کسی از ادم اخمو و ازخودراضی خوشش نمیاد.

سعی کنید کمتر حرف بزنید و بیشتر گوش کنید. اینطوری هم مرموزتر و جالبتر جلوه می کنید و هم اینکه چون شنونده حرفای دیگران هستید، محبوبتر میشید. بیشتر ادمها تنها هستن و دنبال گوشی هستن تا براش حرف بزنن. اجازه ندید کسی حرفهای منفی و ناامیدکننده بهتون بزنه. خودتون امید بدین به دیگران.

رقص، رقص و باز هم رقص. حتمن یاد بگیرید قشنگ و زنونه برقصید. حتی اگه لازم باشه توی کلاس ثبت نام کنید.

اگه در زمینه ای خاص استعداد دارید به دنبال شکوفا کردنش برید. زندگیتون رو پربار کنید. همش به درس و کتاب نچسبید! این حرف رو کسی بهتون میزنه که تا مقطع دکترا درس خونده. عزیزانم، خوشبختی یک زن در مدرک بالای تحصیلی یا طی کردن مدارج عالی شغلی نیست؛ خوشبختی زن در اینه که بتونه با تمام وجودش از زن بودنش لذت ببره، خودش رو حس کنه و با تمامیت وجودش در صلح باشه. برید کلاس موسیقی، نقاشی، طراحی، منبت کاری و... دنبال علایقتون برید. ضمن اینکه خیلی از این کارها رو به برکت اینترنت میشه تو خونه هم یاد گرفت و تمرین کرد. خود من ویترای و تزیین سبزیجات و ... رو از اینترنت یاد گرفتم.

ورزش کنید. اگه پرداخت هزینه باشگاه ورزشی براتون مقدور نیست، توی خونه با فیلمهای آموزشی و ورزشی کار کنید. اگه علاقمند باشید، میتونید از کم هزینه ترین راهها و با کمترین امکانات به خواسته هاتون برسید.

مودب و خانم باشید. به هیچ کسی توهین نکنید. هیچ کسی رو تحقیر نکنید. کسی رو سنگ روی یخ نکنید. توی اداره و بین دوست و اشنا و فامیل غیبت نکنید. حرف درنیارید. عیبهای دیگران رو بپوشونید. رازدار دیگران باشید...

اگه نامزد یا همسر دارید یا در شرف ازدواج هستید، یادتون باشه سعی نکنید از کارهای مرد خودتون سر دربیارید. آزادش بزارید. از همه مهمتر، بهش غر نزنید. بهونه گیری نکنید. باهاش مهربون باشید. اگه گاهی ازش دور میشید، بهش اظهار دلتنگی کنید. قلق همسرتون رو به دست بیارید. یه جاهایی توی زندگی بهش قدرت بدین. بهش حق بدین. حتی اگه محق نباشه. بزارید احساس قدرت و قوی بودن بکنه. بزارید حس کنه از شما بیشتر میفهمه. درمقابلش ادعای دانایی نکنید. مردها عاشق قدرت هستن و چه بهتر که شما بهش این قدرت رو بدین. حتمن و حتمن و حتمن هنر کامروا کردن همسرتون رو یاد بگیرید و در این مورد به نیازها و خواسته هاش توجه کنید. راستی، تمام خانمها چه مجرد و چه متاهل حتما تکنیکهای اولیه ماساژ رو یاد بگیرید که در آینده خیییییییییییلی به کارتون میاد.

 

باید یاد بگیرید که در مواقع مختلف با نقشهای زنانه بازی کنید. اگه تمرین کنید و زنانگی رو شروع کنید، کم کم هوش سرشار زنانه تون به شما خواهد گفت که کجا باید اخم کنید، کجا باید قهر کنید، کجا باید گذشت کنید، کجا باید زبون بریزید، کجا بخندید و کجا گریه کنید. زن شگفت انگیز درون ما تمام اینا رو بلده. فقط باید از زندان آزادش کنیم و بزاریم نفس بکشه. اونوقت معجزه میشه.

 

دختری نباش که آرزوی ازدواج با مردها رو داره؛

دختری باش که مردها در آرزوی ازدواج و زندگی در کنارش هستن.

 

 

 



تاريخ : جمعه سی و یکم مرداد ۱۳۹۳ | 17:29 | نویسنده : پری دریایی |

نه ناجی باش

نه قربانی

نه انتقام جو...

این جمله رو ، چند سال پیش یه انسان شریف و بزرگ به من گفت...وقتی من خودم رو درگیر یه انتخاب و رابطه ی اشتباه کرده بودم... با کسی روبرو بودم که تنها بود و هیج نداشت!... حتی گاهی خدا رو!...  من حس می کردم که خدا اون رو در مقابل من قرار داده تا مسوولیت خطیری که تصور می کردم بر گردنم هست رو به انجام برسونم...من باید به او کمک می کردم!...من ناجی او شدم... تصور می کردم اگر به کمک او نشتابم روزی که من محتاج کمک باشم، کسی سراغی از من نخواهد گرفت!...آن  روزها نمی دانستم کارما چیست!... اما همیشه شنیده بودم با هر دست بدی، از همون دست می گیری!... و من می خواستم خوبی بدم تا خوبی بگیرم!...اما غافل بودم از این که... خوبی کردن هم قوانین خودش را دارد...من برای نجات او، به  او نزدیک شدم، هرکاری لازم بود برایش کردم، ناگهان به خود آمدم و دیدم ای دل غافل!...دل و دینم را از دست داده ام!!!قصدم کمک به او بود... اما نتوانستم...چون من برای کمک کردن به او انتخاب نشده بودم... من خودم هنوز به کمک نیاز داشتم... من به سادگی قربانی شدم.. در حالی که رفته بودم تا ناجی باشم اما نه توانستم او رو نجات دهم و نه توانستم خودم بهتر شوم!...  حس های بد زیادی تمام وجودم را گرفته بود، وقتی از خواب غفلت بیدار شدم، شاید باید انتقام همه ی نداری هایم را از او می گرفتم!... اما چون شخصیتم، به دور از تنفر است، رهایش کردم.. به حال خودش.. موسی به کیش خود، عیسی به کیش خود... من همه ی دستاوردهای سالهای سال، عبادتم را از دست داده بودم!... تنها به خاطر یک نفر!...کسی که فکر می کردم آمده است تا نجاتش دهم!....رهایش کردم ...تا دوباره از صفر شروع کنم... واقعا نتوانستم، خیلی چیزها از دست داده بودم...روزهای با او بودن، سرآغاز روزهای بد شدنم بود... رهایش کرده بودم اما خوب بودن هم رهایم کرده بود!... سختی های زیادی را گذراندم... لطافت روح چیزی نیست که به سادگی به دست آید... و من لطافتم را، پاکی ام را از دست داده بودم... و برای به دست آوردن دوباره ی آن، بسیار بسیار تلاش کردم..گاهی اما فکر می کنم، حس های امروزم، لطافت امروزم، مرغوبیت آن روزها را ندارد!...

 

این ها را گفتم، تا بترسانم آن ها را که، نا خواسته و ندانسته دارند نقش یک ناجی را بازی می کنند...

این ها را برای دختران وبلاگم نوشتم تا یادشان بیندازم تا به درجه ی خاصی از شناخت از خود نرسیده ایم نباید که ناجی شویم... پس خودتان باشید.... مصداق درست این نوشته:

ای زن!

آرام باش

صبوری کن

مهربان باش

لبخند بزن

و برای رسیدن به نهایت زنانگی ات، خودت را زیاد درگیر دنیای قدرت ها و موفقیت ها نکن....

 

و خواستم یاد اور شوم، خداوند همیشه حواسش به همه ی ما هست... او بیشتر از آنچه فکرش را می کنیم، به فکر ماست... پس غصه ی راه گم کردگان را نخورید، درست در زمانی که وقتش باشد، معلم معنوی آنها از راه خواهد رسید و آنها را به راه خواهد آورد... زندگی تان را بکنید..شاد باشید و برای دیگران شادی طلب کنید... 

و یک چیز خیلی مهم!... همسرتان را از خدا بخواهید، تقاضایتان را بدهید و دیگر به فکر این نباشید که چطور این موجود (!) بر سر راهتان سبز خواهد شد!... این قسمت ماجرا به ما مربوط نیست... شما فقط خواسته تان را بدهید و مثل خانوم ها، رفتار کنید!... خانوم بودن را هم که بلدید...خدا به وقتش او را جلویتان آنچنان سبز می کند که اصلا نمی دانید از کجا آمد!... صبوری کنید این روزها...دوباره تکرار می کنم:

ای زن!

آرام باش

صبوری کن

مهربان باش

لبخند بزن

و برای رسیدن به نهایت زنانگی ات، خودت را زیاد درگیر دنیای قدرت ها و موفقیت ها نکن....



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۳ | 13:0 | نویسنده : سودابه |

 

 

زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. (ضرب المثل انگلیسی)

داستان جنگ ملکه هیپولیتا و پادشاه تسوس رو یادتونه؟ تسوس هیپولیتا رو شکست داد و فاتحانه این زن مغرور رو روی دستانش بلند کرد و در افق محو شد! هیپولیتا تسلیم قدرت و مردانگی تسوس شد و به همسری این مرد دراومد.

تسلیم شدن در ذهن همه ما صحنه ای رو تداعی میکنه که یکی از جنگجوها سلاحش رو زمین میزاره، دستاش رو بالا می بره و به شکست خودش اعتراف میکنه و خودشو در اختیار و تحت فرمان فاتح قرار میده. چه رقت انگیز...

و اما در عشق. در عشق تسلیم شدن سرشار از شیرینی و حلاوت هست. تسلیم شدن فرایندی هست که به زن کمک میکنه خودشو به عنوان یک زن بشناسه و زنانه ترین ویژگیهاشو به بهترین شکل آشکار کنه. اینکه خیلی از خانما میگن دلربایی کردن و عشوه و ناز زنانه بعد از ازدواج خودش میاد، دقیقاً منظورشون همینه.

تسلیم شدن در مقابل مرد، مردی که تعهد و مسئولیت زندگی با زن رو قبول کرده، برای زن شکست نیست؛ بلکه پیروزی بزرگی براش محسوب میشه. زنی که تسلیم مرد خودش میشه و در مقابلش سر فرود میاره، تمام حصارها و موانع بین خودش و مرد رو ازبین برده و رشته این پیوند محکم رو محکمتر کرده.

حالا یه سوال: تسلیم شدن یعنی چی؟ یعنی هرچی مرد میگه، ما هم باید بگیم «چشم»؟ این که خیلی ناعالانه است.

تسلیم شدن یعنی «انعطاف پذیر بودن». یعنی «خاضع بودن»، «از نردبان غرور پایین اومدن»، «دوست داشتنی بودن»،«شیرین زبونی کردن» و ...

زن باید بدونه مردان در پس غرور مردونه شون ترسها و اضطرابهای عمیقی دارن. زن باید بتونه این ترس و اضطراب مرد رو درک کنه، بهش احترام بزاره و نهایتاً در مقابل مرد قدرت نمایی نکنه. زندگی عرصه جنگ و زورآزمایی نیست؛ نیازی هم به این کار نیست. کافیه زن با بخش زنانه وجودش زندگی کنه. اونوقت برای هیمشه در قلب مرد جا می گیره.

مرد نیاز داره که همیشه برحق باشه. این جمله رو هزار بار با خودتون تکرار کنید. این طبیعت و نیاز مرد هست. مرد میخواد همیشه حق با اون باشه. حتی وقتی اشتباه کرده هم حق رو به مرد بدین. اجازه بدین با این کار آرامش پیدا کنه و ترسش بریزه.

ای بابا، آخه این چه ترسیه که ما باید انقده مراعاتشونو بکنیم؟ اییییییششششش

زنها و مردها در عمق وجودشون و بسته به جنیستشون ترسهای عمیقی دارن. مثلا ما زنها از زشت بودن، از پیر شدن، از چروک شدن پوستمون، از پیدا شدن رقیب توی زندگیمون و ... می ترسیم. بزرگترین و مهمترین ترس مرد اما ترس از اینه که مردونگیشو از دست بده. اگه یادتون باشه، توی کتابهای تاریخی هم مکرر خوندیم از سخت ترین انتقامی که شاهان قدیم از دشمنانشون می گرفتن. کور کردن و کشتن و زبون بریدن و ... . اما از همه اونها بدتر، گرفتن مردونگی مرد بود. با این کار، اون مرد خرد میشد، مضکه دیگران میشد، قدرتش رو از دست میداد، در یک کلام: نابود میشد.

خواهش میکنم این ترس مرد رو درک کنید. زخم زبون زدن، کنایه زدن، مقایسه کردن و مرد دیگه ای رو به رخ کشیدن، درمقابل مرد قد علم کردن و شمشیر رو از رو بستن، از همه مهمتر – غرغر کردن و نق زدن همه شون مثل شمشیرهای تیزی هستن که مردونگی مرد رو تهدید میکنند.

در مقابل این رفتارها، مرد بسرعت گارد می گیره و لجبازتر و خیره سرتر میشه و این دور باطل همینطور ادامه پیدا میکنه، بدون اینکه کسی برنده این جنگ فرسایشی باشه. از طرفی، اینکه آدم همیشه حق رو به مرد بده، خییییییییییییلی سخته. مخصوصاً وقتی که میدونه و مطمئنه حق کاملاً با خودشه! اصلاً چرا زن باید همیشه تسلیم بشه و گذشت بکنه؟ اینکه نمیشه که مرد یکه تازی کنه و زن همش کوتاه بیاد.

از اونجایی که زن بیشتر با بخش عاطفی رابطه تماس  داره، باید بیشتر وقتها سلاحش (زبون تیز و گزنده ش، نگاه تند و چپ چپ، زبان بدن پر از خشم، پشت کردن به مرد و ...) رو به نام عشق زمین بزاره، پرچم سفید رو نشون بده و اعلام اتش بس کنه.

این نوع تسلیم شدن و کوتاه اومدن، به زن قدرت بزرگی میده و کم کم با تکرار و تمرین، توانایی زن برای استفاده از این قدرت عظیم بیشتر و بیشتر میشه. باید بجای جنگ در برابر زندگی، اون رو پذیرفت و باهاش همراهی کرد. مرد رو باید با تمام خوبیها و بدیهاش، قدرت و ضعفش پذیرفت و همراهش شد. این همون «مادونا» هست. مادونای بزرگ، مقدس و قدرتمند.

وقتی زن این نوع تسلیم شدن رو تمرین و تجربه میکنه، اولش براش حالت آزمون و خطا خواهد داشت. ممکنه در این کار افراط و تفریط کنه. این موضوع کاملاً طبیعیه. ممکنه جایی که باید تسلیم بشه، مقاومت کنه یا برعکس، جایی که باید مقاومت کنه، تسلیم بشه. به مرور همه چی درست میشه.

ازطرفی ممکنه زن از این تسلیم شدن عصبانی بشه. شاید احساس پوچی بکنه. درست مثل هیپولیتا که بعد از تسلیم شدن به این نتیجه رسید که :«من هیچم». تمام این کشمکشها در وجود زن ایجاد خواهند شد. حتی در بسیاری موارد زن احساس حماقت شدید میکنه. حس میکنه اینجا میخواد مچ مرد رو بگیره و حسابی از خجالتش دربیاد. اما باید سکوت کنه...

رمز کار اینجاست: غرایز زنانه باید با بخش مردانه شخصیت تلفیق بشن. اینجاست که آمازون قوی به کار میاد. زن در عین تسلیم شدن و خاضع بودن، باید «آویزون مرد» نباشه. استقلال شخصیتش رو باید حفظ کنه. مثل یک جنگجوی قدرتمند باشه. نشون بده برای خودش ارزش و احترام قائله و هر زمان که لازم باشه، حاضره در نهایت متانت از حقوقش دفاع کنه.

همیشه حد و مرزی وجود داره که به مرور دست زن میاد. قرار نیست زن همیشه «چشم» بگه. قرار نیست مرد اعتیاد داشته باشه و زن منفعلانه رفتار کنه و دلخوش بشه به اینکه تسلیم مرد شده و کارش درسته. قرار نیست مرد خیانت کنه و زن سکوت. قرار نیست مرد دست بزن داشته باشه و زن کوتاه بیاد. هرچیزی حدودی داره و حدود این تسلیم در ارتباطی سالم با مردی سالم، بالغ و فهمیده است که آماده پذیرش مسئولیت زندگی مشترکه و در حد توانش برای خوشبختی و شادی زن زندگیش تلاش میکنه.

پس یادتون باشه که این تسلیم شدن وقتی هست که با مردی شایسته ملاقات کردید. مردی که آماده است تعهد زندگی مشترک رو قبول کنه. اگه این روش و روشهای دیگه برای دوستان ریش و سبیل دار تنبل و عیاش استفاده بشه، درست مثل اینه که طعمه خوشمزه ای رو جلوی یه ماهی زرنگ بزاریم. نتیجه چی  میشه؟ ماهی طعمه رو میخوره و هر روز چاقتر میشه، اما هیچوقت قلاب رو به دهنش نمی گیره. چون دوست داره طعمه های خوشمزه دیگه ای که ماهی گیران اطراف میزارن رو هم مزمزه کنه.



تاريخ : جمعه دهم مرداد ۱۳۹۳ | 11:31 | نویسنده : پری دریایی |
 

 

اهالی محترم وبلاگ لطفا در این پست، نام خود( اصلی یا مستعار)، سن، شغل، مدرک تحصیلی و شهر محل  اقامت خود را بنویسید... و اگر هر توضیح دیگری که لازم می دانید...

با تشکر از آقای علی برای پیشنهاد خوب شان..

 

تذکر:هر گونه کامنت دیگر در این پست حذف خواهد شد...متشکرم

 



تاريخ : سه شنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۳ | 19:14 | نویسنده : سودابه |

 

 

 

بسمه تعالی

موسسه فرهنگی نغمه چکاوک توس درنظردارد در اواخر ماه مبارک رمضان مراسم افطاری و نمایشگاه فروش آثارهنری به نفع معلولین مرکز توانبخشی شهیدبهشتی مشهد برگزار کند.این موسسه برای اجرای این مراسم نیازمند کمک مالی ست.مقدار کمک, اهمیتی ندارد,لطفا مبلغ موردنظر را به شماره ذیل واریز کرده و در این امر خیر سهیم شوید.

شماره حساب: 0108692024006 بانک ملی, بنام موسسه فرهنگی نغمه چکاوک توس

شماره کارت: 6037991447537436 بانک ملی، بنام سهیلا نیک نیا، مدیر موسسه 

 

تذکر مهم:

بنابه درخواست مرکز شهید بهشتی، این مراسم بعد از ماه مبارک رمضان برگزار خواهد شد، کسانی که به این مرکز کمک کردند اگر کمکشان نذر بوده و باید حتما برای افطاری خرج شود لطفا هرچه سریعتر من را در جریان بگذارند، لطفا پیام خصوصی بدهید و راهی برای ارتباط برایم بگذارید...

 

همچنان نیازمند کمک خیرین محترم هستیم



تاريخ : دوشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۳ | 13:40 | نویسنده : سودابه |

 

معشوقه (8)

 

ناز کن، ناز، که نازت به جهان می ارزد

بوسه ای از لب لعلت به روان می ارزد...

 

تا اینجا خیلی چیزها برای افزایش قدرت زنانه مون یاد گرفتیم. خب حالا چیکار باید بکنیم تا جذابیتمون رو در رابطه حفظ کنیم؟...

بهترین کاری که هر زنی میتونه انجام بده، اینه که قهرمان زندگیش رو از بین مردانی انتخاب کنه که مسحور و شیفته اون زن شدن! یعنی چی؟

یعنی «وظیفه زن نیست که به دنبال مرد بیفته. بلکه مرد باید ناز زن رو بخره». در تاریکی شب، همیشه این ماه زیباست هست که با تلالو و درخشش، نگاهها رو به خودش جلب میکنه. زن باید مثل یک مغناطیس پر از انرژی زنانه باشه و با همون انرژی زنانه ش مرد رو به سمت خودش بکشونه.

یادتونه گفتیم «بودن» مهمتر از «انجام دادن» هست؟ یادتونه گفتیم زنان آمازون دوست دارن همیشه انجام بدن، پرتلاش و پرتکاپو باشن. پرتلاش بودن در زندگی خوبه. ولی در رابطه، زن باید فقط «باشه». هیچ تلاشی برای جلب محبت و توجه مرد نباید از طرف زن صورت بگیره. هیچ تلاشی. البته منظورم این نیست که نباید به مرد محبت کرد. باید مرد از محبت سیراب بشه. اما زن نباید به زور خودش رو به زن تحمیل کنه و ازش عشق رو گدایی کنه.

یونگ معتقده زنان امروز در چنگال بخش مردانه وجودشون گرفتار شدن. پس وقتی میخوان کاری انجام بدن، از جنبه مردانه شون وارد عمل میشن. و این کار در عشق و عاشقی، دقیقاً نتیجه معکوس میده. یعنی مرد وقتی می بینه دختر برای جلو بردن و حفظ رابطه تلاش میکنه یا دائماً به دنبال راهی برای کشوندن رابطه به سمت ازدواج هست، سریع عقب گرد میکنه و الفراااااااارررر. زنی که برای پیش بردن رابطه اش با مرد زیادی از خودش مایه بزاره، میتونه مرد رو به دام بندازه. «اما نمیتونه اون مرد رو شیفته و مسحور خودش بکنه».

این زنان در جذب مردانی که طبیعت زنانه تری دارن و لطیف تر هستن، موفق خواهند بود. ولی اگه به دنبال یک مرد با خصوصیات مردانه قوی هستن، نمیتونن موفق بشن!

بیایین این موضوع رو با یه مثال روشن کنیم:

فرض کنید دختری وارد ارتباط عاطفی با پسری میشه. هر دو هم از همدیگه خوششون میاد. اما پسر کمی بی تفاوت به نظر میرسه و زیاد پیگیر رابطه نیست. برعکس، دختر دائماً با پسر در تماس هست. بهش زنگ میزنه، اس ام اس میده، توی شبکه های اجتماعی براش پیغام میزاره، برنامه هاش رو خالی میکنه تا بتونه پسر رو ببینه. براش هدیه های جورواجور و گرون میخره. دائم از پسر تعریف میکنه و مثل یه مامان خوب مواظب همه زندگی پسر هست. در کنار همه اینا از اون پسر گله و شکایت هم میکنه. چون پسر توجهی بهش نمیکنه و نازشو نمیکشه. چند سالی هست که به پای این پسر نشسته و بارها و بارها بهش گفته دلش میخواد باهاش ازدواج کنه . دلش میخواد که اون مرد زندگیش و پدر بچه هاش باشه. اما اون پسر با وجودیکه تمام امکانات یه زندگی بی دغدغه رو داره، عین خیالش نیست و هیچ اقدامی برای ازدواج با اون دختر نمیکنه.

می بینید؟ این دختر داره اشتباه بزرگی رو مرتکب میشه. این داستان یه جورایی برای بیشتر ما خیلی آشناست. چون خیلی از ماها تو زندگیمون همچین اشتباهی رو انجام دادیم. محبت کردیم، توجه کردیم، در نهایت گله و شکایت کردیم از ناسپاسی مردان. از اینکه این مرد لایق ما نیست.

مرد ذاتاً شکارچی هست. شکارچی دوست داره خودش شکارش رو انتخاب کنه، براش دام پهن کنه، دنبالش کنه تا بیفته توی دام و بعد شکارش کنه و با افتخار این شکار عزیز و لذیذ رو که برای بدست آوردنش کلی زحمت و سختی کشیده، به همه نشون بده. پس اینکه دختری دائم دنبالش راه بیفته و هر ساعت بهش زنگ بزنه، روابطش با دخترهای دیگه رو چک بکنه و کنترلش کنه، مثل مامانها مواظب زندگیش باشه و دائم گذشت و فداکاری کنه و بی هیچ توقع و منتی به مرد محبت کنه و در مقابل هم هیچ انتظاری از مرد نداشته باشه، باعث میشه کم کم جذابیت اون دختر تو چشم مرد از بین بره و مرد منزجر بشه . مرد پیش خودش فکر میکنه: «دختر خیلی خوبیه ها. هیچ عیبی نمیتونم روش بزارم. ولی نمیدونم چرا دلم نمیخواد باهاش ازدواج کنم».

میدونین چرا دلش نمیخواد؟ چون دختر با کارهاش و با عشقش، پیچیده دور گردن پسر و داره خفه ش میکنه. این رفتار با یه مرد درست مثل اینه که یه تیکه گوشت تمیز و آماده رو بزارید جلوی شیر سلطان جنگل. بله، البته گوشت رو میخوره، ولی با بی رغبتی. شاید چند تا لقمه آخرش رو هم بندازه جلوی پای گربه دزده! چون برای بدست اوردنش زحمتی نکشیده. پس قدرشو نمیدونه. البته چنین شیری در دراز مدت بی غیرت و تنبل میشه. کی شوهر تنبل بی غیرت میخواد؟؟!! واه واه واه، خدا نصیب نکنه!

مهم نیست شما در زندگی تحصیلی، کاری، ورزشی و اجتماعیتون چقدر پرتحرک و فعال هستین. وقتی با مردی وارد ارتباط میشین، باید دست از تحرک و پویایی بردارین و کمتر دنبال سر مرد بزارین (این حرفا رو به خودمم میگم). با این کار خودتون آرامش بیشتری پیدا می کنین و جذابتر میشین. اینطوری می تونید مرد رو هم امتحان کنید و ببینید چقدر به شما تمایل داره.

تمرین اینجور خانما ما اینه که فقط در رابطه «باشن». و دقیقاً کاری رو انجام بدن که تا حالا انجامش ندادن. به مرد تلفن نکنن تا زمانیکه خودش بهشون زنگ بزنه، بهش پیغام ندن تا وقتی خودش سراغشون رو بگیره. کمی نسبت بهش بی تفاوت بشن تا مرد حس کنه ممکنه از دستشون بده. حس کنه باید شکارشون بکنه. حس کنه ممکنه فرار کنن. و مجبور بشه برای حفظ رابطه تلاش بیشتری بکنه.

اخطار: این کار برای خانمایی که ازدواج کردن و رابطه خوبی با همسرشون دارن یا کسانی که در مرحله اشنایی و ازدواج هستن توصیه نمیشه. مگه اینکه زن حس کنه زیادی آویزون مرد شده و داره دل مرد رو میزنه. که اگه اینطور باشه، یه عقب نشینی ملایم مثل وزش نسیم خنک  تو شبهای گرم تابستون به رابطه روح میده.

 

یادمه یه بار یه خانم مسنی گفت:

«رمز خوشبختی در زندگی مشترک اینه که مرد زن رو بیشتر دوست داشته باشه».

وقتی بیشتر فکر میکنم، می بینم اون خانم همین حرفای امروز ما رو گفت. واقعا هم راست گفت. نفسش گرم و عشقش پایدار.



تاريخ : پنجشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۳ | 22:8 | نویسنده : پری دریایی |

 

معشوقه (7)

 

 

اونچه که باعث شده این پست رو بزارم، نوشته های خیلی از دخترانی هست که در کنار زیبایی ظاهری، مدرک تحصیلی بالا و شغل خوب و درآمد عالی دارن. اما خواستگاری ندارن یا خواستگار مناسب ندارن. درعوض، دختران فامیلشون رو می بینن که بدون داشتن این امتیازات براحتی و در سن پایین ازدواج کردن و الان هم خیلی خوشبختن.

دلیلش چیه؟؟؟؟

بزارید برای روشن شدن موضوع، میخوام مطلبی از آقای دکتر آرمان داوری اینجا نقل قول کنم. ایشون معتقد هستن برای ازدواج، زن و مرد هر کدوم باید امتیاز لازم رو داشته باشن. امتیازی که یک آقا برای ازدواج نیاز داره، با عبارت «شات» بیان میشه که مخفف کلمات زیر هست: شغل + اخلاق + تحصیلات.

همونطور که می بینید، شغل و تحصیلات یک مرد در ازدواج برای زن مهم هست. چرا؟ چون مرد نان آور خانواده و حامی زن هست. پس باید تحصیلات، شغل و درآمد مناسبی داشته باشه تا بتونه از عهده مخارج زندگی بربیاد. هیچ دختر عاقلی از یک پسر لیسانس، سرباز فراری و بیکار و سیگاری خوشش نمیاد. درعوض، پسری که مدرک دیپلم داشته باشه، سربازیشو تموم کرده باشه، شغل آبرومندی داشته باشه و حداقل امکانات اولیه رو برای شروع زندگی مشترک فراهم کرده باشه (حداقل یعنی اینکه پول پیش یه خونه اجاره ای رو داره و درآمدش برای یه زندگی معمولی و آروم کافیه) و درضمن از نظر جسمی و روانی بچه سالمی هم باشه، حتمن بین دخترای فامیل و آشنا کلی هواخواه داره.

حالا بریم سراغ خانم. اگه بخوایم امتیازات یه خانم رو برای ازدواج درنظر بگیریم، از فرمول «جام» کمک می گیریم؛ یعنی: جذابیت (منظورم زیبایی نیست. بلکه ظرافت و زنانگی و شیرینی یک زن همراه با اعتماد بنفس بالا اونو جذاب میکنه) + اخلاق + متانت.

دقت کنید. در ارزیابی اولیه ازدواج، تحصیلات و شغل یک دختر برای مرد اهمیت چندانی نداره. مرد ازدواج میکنه تا همدمی داشته باشه، تا وقتی خونه میاد، آغوش گرمی پذیرای غرور مردونه ش باشه و وجودش آرامش بخش روح خسته مرد باشه. مرد از زن تحصیل کرده و شاغل میترسه. چون این زن معمولاً قوی هست و مرد میترسه در مقابلش کم بیاره. میترسه این زن در مقابلش سر تعظیم فرود نیاره. مرد نیاز به تحسین داره. نیاز داره کوچکترین کارش از طرف نزدیکترین زن زندگیش تایید بشه. حالا اگه با خانمی آشنا بشه که مدرکش از مرد بالاتره، حقوقش بیشتره، دست فرمونش بهتره، خودش از پس تعمیر لوازم منزل برمیاد، حقیقتاً میترسه. چون با یک رقیب قدرتمند روبرو میشه و مردونگیش در معرض خطر قرار می گیره. و بزرگترین ترس مردان در زندگی، از دست مردانگیشون (هم جسمی و هم روحی) هست.

بله، من و شما هم می دونیم که مردان ما نباید زود قضاوت کنن. نباید با دیدن یه خانم تحصیل کرده و موفق فکر کنن اون خانم میخواد قدرت رو توی زندگی ازشون بگیره. اما بهرحال، انسانها معمولاً در قضاوت کردن عجول هستن. یکی از دلایل اینکه دخترهای کوچولوی فامیل در 17 سالگی ازدواج کردن و خوشبخت هم شدن، اینه که مردانی که باهاشون ازدواج کردن، ترسی از قدرت نمایی اونها نداشتن.

پس موقعی که با یک مرد برای ازدواج همکلام میشید و در تمام روزها و سالهایی که قراره با مرد زندگیتون زیر یک سقف به شیرینی زندگی کنید، لطف کنید و تمام عنوانهای شغلی و تحصیلی تون رو فراموش کنید. مهم نیست اگه شاگرد اول دانشگاه هستید یا مدیر تولید یه کارخونه بزرگ، دو تا آپارتمان لوکس دارید یا درآمد خیلی بالا. هیچ کدوم اینا مهم نیست. گفتن این چیزها مرد شما رو هراسان میکنه. اونچه که برای من و شما بعنوان یک دختر لازمه، بالا بردن جذابیت زنانه مون همراه با خوش اخلاقی و مهربونی و البته حفظ متانت و نجابت زنانه است.

این فرمول رو یادتون میاد؟ همون ترکیب «مادونا + معشوقه» است.

این متن رو نوشتم تا ازتون خواهش کنم لطفا بجای تکیه به امتیازهایی که ممکنه حتی در ازدواج براتون دردسرساز بشن، به تقویت اون جنبه هایی از وجودتون بپردازید که شانس شما رو برای ازدواج بالاتر می بره. هدف همه ما باید این باشه که یک زن کامل باشیم.

 

موضوع دیگه ای که دلم میخاد اینجا بگم، بیقراری بعضی از خانما برای ازدواج هست. با بالا رفتن سن، خیلی از خانما متوجه میشن که دارن کم کم فرصت مادر شدن رو از دست میدن و به موازات اون، شانس ازدواجشون کمتر میشه. پس دلشوره زیادی می گیرن. نباید ازدواج، دغدغه ما بشه. یعنی چی؟ یعنی نباید لحظه های زیبای عمرمون رو هدر بدیم؛ فقط و فقط چون ازدواج نکردیم. شاهزاده شما ممکنه 6 ماه دیگه بیاد و حلقه ازدواج رو به شما هدیه بده. ممکنه یک هفته دیگه بیاد. زمانش رو من و شما نمیدونیم. اما حرف من اینه که عاقلانه نیست برای تنهایی امروزمون دائم گریان باشیم و به درگاه خدا شکوه کنیم. لطف کنید و وقتی با خدا خلوت می کنید، انقدر براش ترشرویی نکنید. خداوند به همه ما لطف کرده و ما رو از هیچ آفریده و بهمون نعمت زندگی بخشیده. ما رو انسان خلق کرده و بدون اینکه ازش درخواست کنیم، میلیونها و میلیاردها نعمت ریز و درشت رو به زندگیمون وارد کرده. حداقل انتظاری که خداوند از ما داره، اینه که شکرگزار نعمتهای باشیم و با رویی خندان از حضرتش درخواست کنیم. دعا کنید، اما به اندازه. از خدا درخواست کنید؛ اما با شادمانی.

چرا غصه می خورید؟ چرا گریه می کنید؟ باید از حالا شادمانی رو بلد باشید. هیچ مردی از زن غمگین خوشش نمیاد. هیچ زنی هم از همنشینی مردی که شادی بلد نیست، لذت نمی بره. شرط می بندم بالای ٪90 دخترا دوست دارن همسرشون شاد و شوخ طبع باشه. این خیلی خوبه. اما مرد هم دوست داره همسرش شوخ و شنگ باشه. اگه الان شاد بودن رو تمرین نکنید، بعد از مدتی که از ازدواجتون بگذره و  هیجانات شما فروکش کنه، باز این حالت غمگین شدن سراغتون میاد.

حالا که هنوز مجرد هستید، بجای غصه خوردن و زانوی غم در بغل گرفتن، از زندگیتون لذت ببرید. گردش کنید، آشپزی کنید، به خودتون برسید، برقصید، آراسته باشید، به زیبایی اندامتون توجه کنید. همه کاری انجام بدید تا بتونید با تمام وجودتون زیبایی زندگی رو حس کنید.

خودتون رو دوست داشته باشید و از هر لحظه حضورتون در این دنیا لذت ببرید. هوا رو با ولع به درون ریه هاتون بکشید (ولی توی تهران این کار رو نکنید. از بس اینجا پر از دود هست!)، گلها رو بو کنید، بچه ها رو نوازش کنید، قربون صدقه حیوانات برید، با دوستان و عزیزانتون به گردش و سفر برید. دوستان مجردتون رو ملاقات کنید. ورزش کنید و ...

بیایید همه مون خانمای کامل باشیم

 

«دختری نباش که به مردی نیاز داره

دختری باش که مردی به اون نیاز داره»

 

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۳ | 20:2 | نویسنده : پری دریایی |
خداقول نداده آسمون هميشه آبي باشه وباغهاهميشه پرازگل, خدا قول نداده كه رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نكني ولي رسيدن يك روز خوب روخبرداده,خداروزي روزانه,استراحت بعدازهركارسخت و عشق جاودان رو قول داده...

 

 

امروز, روز آمدن من به دنیاست...خدایا برای اتفاق خوب امروز سپاسگزارم, برای خبر خوبی که امروز دریافت میکنم سپاسگزارم...برای عشقی که امروز حس میکنم سپاسگزارم....برای همه ی امروز سپاسگزارم....خدایا بغلم کن



تاريخ : سه شنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۳ | 9:27 | نویسنده : سودابه |

 

معشوقه (6)

 

 

من زن هستم؛ بازیگرم

با صدها شخصیت و هزاران نقش رنگارنگ در درونم

من زن هستم؛ معشوقه ام

پر از شیرینی زنانه و لطافت دخترانه

من زن هستم؛ ملکه ام

محبوب تمام سلاطین جهان

 

معشوقه همیشه طوری رفتار میکنه که هرچه بیشتر، تفاوت بین خودش و مرد رو پررنگ کنه. نوع لباس پوشیدن، آرایش، حرکات سر و بدن، نحوه حرف زدن و لحن کلام و ... همه ابزارهایی هستن که به کمک معشوقه میان. معشوقه میدونه که باید در رابطه با مردش، بهش قدرت بده، تحسین و تأییدش کنه و نشون بده که شهسوار این میدان عشق، مرد هست.

یکی از رازهای خیلی مهم معشوقه همینه.

بیایید فرض کنیم خانم با آقایی آشنا شدن و برای اولین یا دومین بار قرار ملاقات گذاشتن. یا ازدواج کردن و بعد از 30 سال زندگی مشترک دارن برای صد هزارمین بار با هم بیرون میرن.

خانم بهترین لباسهاش رو می پوشه و متناسب با زمان و فصل قرار، عطر خوشبویی میزنه. آرایش ملایمی میکنه. همینقدر که آرایش زن رو زیباتر کنه، کافی هست. کفش زیبا و تمیز پا میکنه و به موقع به محل قرار میرسه.

اجازه میده مرد براش در ماشین رو باز کنه. اگه سوار اتومبیل آقا به جایی میرن و آقا آدرس محل رو خوب بلد نیست و برعکس، خانم خیلی خوب با اون منطقه آشناست، اصلاً و ابداً و تحت هیچ شرایطی به روی آقا نمیاره. اجازه میده مرد خودش راهش رو پیدا کنه. اگه خودش لازم بدونه از دیگران آدرس می پرسه. از رانندگی مرد ایراد نمی گیره. فقط توی مبدأ سوار میشه، با آرامش داخل اتومبیل می شینه و نشون میده به درایت و مردانگی و هوش و قدرت مرد اطمینان کامل داره. وقتی به مقصد رسیدند، از آقا تشکر میکنه و از اتومبیل پیاده میشه.

اگه سوار تاکسی میشن، باز خانم کنار می ایسته تا آقا تاکسی بگیره و در تاکسی رو براش باز کنه. به هیچ وجه برای پرداخت کرایه تاکسی با آقا تعارف نمیکنه. اما وقتی آقا کرایه رو پرداخت کرد، ازش با شیرین زبونی تشکر میکنه.

ممکنه خانم بهترین رستورانها، کافی شاپها و فست فودهای شهر رو بشناسه. ممکنه با بهترین مراکز تفریحی شهر آشنا باشه. اما هیچ به روی مرد نمیاره. مسئولیت انتخاب محل با مرد هست. مگر اینکه از زن درخواست کنه جایی رو پیشنهاد کنه. در صورت اصرار آقا میشه غیرمستقیم بهش مکانی رو پیشنهاد کرد. مثلن: « شنیدم که رستوران .... غذاهای خوبی داره. اما هر جایی که تو بگی، میریم». فقط غیر مستقیم.

هیچ وقت به مرد تعارف نمی کنه که جلوتر از اون به محیطی وارد یا خارج بشه. توی رستوران، زن مهمون مرد میشه. حتی برای حساب کردن پول غذا و نوشیدنی تعارف نمیکنه و اجازه میده آقا مردونگی خودش رو با حساب کردن پول غذا نشون بده. اگه کمبودی بود، به روی خودش نمیاره. ممکنه غذای رستوران چرب باشه. این موضوع رو به روی مرد نمیاره تا شرمنده نشه. بعد از صرف غذا یا نوشیدنی، از آقا تشکر میکنه. همین کافیه

در طول مدت ملاقات و در تمام وقتی که همراه مرد هست، با شیرینی لبخند میزنه، شادی میکنه. غر زدن ممنوع. اگر از چیزی خوشش نیاد، در زمان مناسب به مرد گوشزد میکنه. و نه تنها با زبانش، که با چشمانش، با تن صداش و با لبخندش با مرد صحبت میکنه. برق نگاه و لبخند رضایت زن به مرد اعتماد بنفس و شادی میده. چون مرد شادی زن همراهش رو به خودش نسبت میده و از این بابت احساس غرور و مردونگی بهش دست میده.

در تمام مدت ملاقات، خانم سرزندگی و شادابی خودش رو حفظ میکنه و رضایتش رو با لبخندش به مرد نشون میده. و حتی اگه آقا جوک بی مزه تعریف کرد هم باز ذوق میکنه و میخنده.

بعد از پایان قرار، از آقا بابت روز خوبی که براش ساخته و بابت پذیرایی عالی تشکر میکنه، خداحافظی میکنه و به خونه برمیگرده. بعد اجازه میده که آقای محترم بعد از این قرار ملاقات اولین تماس رو برقرار کنه.

 

رعایت این آداب در قرارهای ملاقات و در تمام مدت رابطه با مرد و بعد از ازدواج و در تمام طول زندگی مشترک خیلی خیلی مهم هست. تخطی از این قوانین جایز نیست. پس حتی بعد از ازدواج هم هیچ وقت خلاف این قواعد رفتار نکنید.

 

ششمین راز معشوقه اینه:

«تو ملکه هستی. فقط در نهایت زیبایی و آراستگی کنار مرد باش و لذت ببر تا مرد هم از بودن با تو احساس غرور و مردونگی کنه».

 

تمرین: 

 

1-   هر شب 10 تا ویژگی خوب خودتون رو توی دفتر بنویسید. بعد خدا رو بابت داشتن اون ویژگیها شکر کنید و بعدش از خودتون هم تشکر کنید که اون ویژگی مثبت رو دارید.

 

2-   هر وقت از جلوی آینه رد میشید، از خودتون تعریف کنید و حداقل یک جمله برای تعریف و تشکر از خودتون به زبون بیارید.

 

3-   تصور کنید ملکه ای زیبا و برازنده هستید. وقتی راه میرید، تصور کنید تاجی از گرانبهاترین جواهر روی سرتون هست و دارید در سرزمین خودتون قدم میزنید. اگه یه وقت یادتون رفت، از هر زمانی که یادتون اومد باز این تمرین رو انجام بدین.

 

4-       یکی از مهمترین جنبه های معشوقه، توجه اون به زیبایی جسمش هست. هر روز 30 دقیقه به ورزش اختصاص بدین. اگه کسی امکانش رو داره و میتونه بره باشگاه، میتونه توی باشگاه تمرین کنه. ولی اگه مثل من حوصله باشگاه رفتن رو ندارید، میتونید توی خونه و با دو تا دمبل (یا دو تا بطری نیم لیتری آب بجای دمبل)، یک حلقه سی دی ورزشی و یک دست لباس راحت ورزش کنید. کم کم تفاوت رو حس خواهید کرد و بعد از مدتی از تناسب و شکیل بودن اندامتون لذت خواهید برد.

 

5-       از امروز حداقل 10 دقیقه برقصید. آهنگ مورد علاقه تون رو بزارید و نای نای کنید. فکر کنید دارید برای یک میلیون نفر دارید برنامه اجرا میکنید. پس به زیباترین شکل ممکن و با تمام احساستون برقصید.

6- این هفته با نهایت ظرافت رفتار کنید. راه رفتن و حرف زدن با ظرافت زنانه

7- این هفته تمرین می کنیم «عر نزنیم»! سخته. ولی باید از یه جایی شروع کنیم دیگه

 

خانم معشوقه براتون یه هدیه قشنگ داره. صفحه نظرات رو باز کنید و از هدیه معشوقه لذت ببرید

 



تاريخ : جمعه نهم خرداد ۱۳۹۳ | 19:49 | نویسنده : پری دریایی |

 

معشوقه (5)

 

 

فان المرأة ریحانة، لیست بقهرمانة

زن قهرمان نیست؛ بلکه گلی خوشبوست.

بزرگمرد تمام تاریخ، حضرت علی (ع)

 

امروز میخوام درسی رو که چند سال پیش از یک مرد جوان 19 ساله یاد گرفتم، براتون بازگو کنم. تا عمر دارم، بابت این درس بزرگ مدیون و سپاسگزارش خواهم بود. من از بچگی خیلی مستقل بودم و برعکس خواهر و برادرهام که خیلی وابسته هستن، از همون دوران کودکی خودکفا به معنای کامل بودم. یادمه همیشه پیش از عدم وابستگیم به دیگران سرمست و شاد بودم و این موضوع رو با افتخار برای همه تعریف میکردم. یک بار با بچه های دانشکده مون رفته بودیم کوهپیمایی. اون موقع دانشجوی ارشد بودم و سرم پر بود از بحثهای فمینیستی و ضد مرد. بین راه با یک آقایی از بچه های ترم اول دانشکده مون صحبت میکردم. بحث به ازدواج کشیده شد. به من گفت: «اگه من در سن ازدواج بودم یا اگه همسن تو بودم، هیچوقت باهات ازدواج نمیکردم»! این حرفش انقده به من برخورد. مگه من چه مشکلی دارم؟ مگه چی کم دارم که اینجوری رک این حرف رو بهم میزنه؟؟ خیلی هم دلش بخواد. وقتی دلیل حرفش رو پرسیدم، جوابی که بهم گفت، خیلی تأمل برانگیز بود. گفت: «تو زیادی مستقل هستی. استقلال تو مردها رو می ترسونه. مرد نیاز داره که بدونه همسرش یا عشقش بهش احتیاج و وابستگی داره. این جزئی از طبیعت مرد هست و اگه زن نتونه این بخش از شخصیت مرد رو اقناع بکنه، مرد کم کم ازش دلزده میشه. تو اگه همینجوری ادامه بدی، برای مرد خودت هیچ راهی نمیزاری تا بتونه مردونگیش رو بهت اثبات بکنه».

حرفی که اون آقا به من گفت، شاید درد دل خیلی مردها باشه. یکی از بزرگترین مشکلات زنهای امروزی، استقلال زیاد اونهاست. رابطه زن و مرد باید همیشه با توجه کامل به تضادهای بین دو جنس برقرار بشه و استقلال زن از این جهت براش مشکل تلقی میشه، چون رابطه بین اون و مرد رو خدشه دار میکنه. در طول تاریخ، همیشه این مرد بوده که از زن حمایت کرده و زن همیشه نیازش رو به حمایتهای مالی و احساسی و جسمی مرد بهش نشون داده. حمایت کردن در حافظه تمام سلولهای بدن مرد حک شده و نشون میده به درد یه کاری میخوره و بی مصرف نیست. بنابراین وقتی زن از بیان وابستگیش هراس داره و یا خیلی مستقل رفتار میکنه، شبیه یک مرد میشه و رابطه ش با مردها بصورت مرد در برابر مرد درمیاد و کم کم ظرافتهای وجودیش نادیده گرفته میشه. مرد نیاز داره بدونه که وجود مردونه ش تفاوتی در زندگی زن ایجاد میکنه. اگه قرار باشه زن دستش توی جیب خودش باشه، خودش خونه و ماشین داشته باشه و هیچ نیاز مالی به مردش نداشته باشه و مثل یه مرد بقیه کارهاش از شستن ماشین و ... تا حمل وسایل سنگین و حتی تعمیر لوازم خونه رو خودش انجام بده، اگه هیچ وقت هیچ چیزی از مردش درخواست نکنه، اگه هر چیزی که لازم داره رو خودش تهیه کنه و هیچ وقت دستش رو جلوی مرد دراز نکنه، مرد کم کم خودش رو یه موجود اضافی حس میکنه. ممکنه بعضی مردها از این وضعیت راضی بنظر بیان، اما همون مردها هم بعد از مدتی خسته میشن. چون یه بخشی از غریزه شون بی پاسخ مونده. ضمن اینکه مردی که مسئولیت زندگی رو بر دوش زن بندازه، یک مرد کامل نیست.

پس زن امروزی برای اینکه بتونه دل مردش رو بدست بیاره، باید به مردش حس وابستگی پیدا کنه. لزومی نداره در همه امور وابسته به مرد بود. بعضی جاها وابستگی زن، برعکس اعصاب مرد رو خورد میکنه. اما بطور کلی باید حس حمایتگری رو در مرد برانگیخت. این کاری هست که از معشوقه برمیاد...

معشوقه به راحتی نیازش رو نشون میده؛ بدون هیچ آداب و مراسم خاصی. به سادگی و از موضع یک زن که در مقابل مرد قدرت جسمی محدودی داره، نیازش رو به حمایت مالی و روحی و فکری و... مرد آشکار میکنه. این موضوع به مرد شخصیت میده، غرور میده و مرد رو تا عرش بالا می بره. مرد حس میکنه تواناییهای زیادی داره و اونقدر قوی هست که خانم با همه تواناییهاش اونو قابل دونسته و ازش کمک میخواد.

 

معشوقه به راحتی از مرد کمک میخواد؛ بدون هیچ تکلفی. مهم نیست موضوع چقدر مهم باشه. از بی اهمیت ترین و پیش پا افتاده ترین چیزها گرفته، مثل باز کردن در قوطی کنسرو یا حمل ساک خرید خانم، تا مسائل مهمتری مثل کمک فکری در حل مشکلی که براش پیش اومده، یا نشون دادن نیاز مالیش به مرد. مهم اینه که معشوقه هیچ ترسی از نشون دادن وابستگیش به مرد نداره و در تمام مسائل زندگیش به راحتی و بدون شرمندگی احساس نیازش رو نشون میده. گاهی حتی نگاهش به مرد کافیه تا بهش بفهمونه نیازمند کمکش هست تا مرد مثل یک سوپرمن وارد ماجرا بشه و خودش رو قهرمان حس کنه و تا مدتها بابت احساس زیبایی که زن بهش داده، در عمق وجودش سپاسگزارش باشه.

این موضوع خیلی مهم هست. یک زن هرقدر هم زیبا و لوند باشه، اگه خودش رو بی نیاز از مرد بدونه، درنهایت تنها خواهد موند.

 

راز پنجم معشوقه اینه:

«معشوقه بخوبی میدونه که برای مرد خیلی مهم هست که حس کنه در زندگی زن نقشی برعهده داره و در وجود زن احساس امنیت و آرامش ایجاد میکنه. پس بدون شرم و خجالت نیازش به مرد رو نشون میده و این رو جزئی از طبیعت زنانه ش میدونه. و به این ترتیب، احساس مردانگی و مهم بودن رو در وجود مرد زنده نگه میداره».

تمرین:

1-   هر شب 10 تا ویژگی خوب خودتون رو توی دفتر بنویسید. بعد خدا رو بابت داشتن اون ویژگیها شکر کنید و بعدش از خودتون هم تشکر کنید که اون ویژگی مثبت رو دارید.

2-   هر وقت از جلوی آینه رد میشید، از خودتون تعریف کنید و حداقل یک جمله برای تعریف و تشکر از خودتون به زبون بیارید.

3-   تصور کنید ملکه ای زیبا و برازنده هستید. وقتی راه میرید، تصور کنید تاجی از گرانبهاترین جواهر روی سرتون هست و دارید در سرزمین خودتون قدم میزنید. اگه یه وقت یادتون رفت، از هر زمانی که یادتون اومد باز این تمرین رو انجام بدین.

4-       یکی از مهمترین جنبه های معشوقه، توجه اون به زیبایی جسمش هست. هر روز 30 دقیقه به ورزش اختصاص بدین. اگه کسی امکانش رو داره و میتونه بره باشگاه، میتونه توی باشگاه تمرین کنه. ولی اگه مثل من حوصله باشگاه رفتن رو ندارید، میتونید توی خونه و با دو تا دمبل (یا دو تا بطری نیم لیتری آب بجای دمبل)، یک حلقه سی دی ورزشی و یک دست لباس راحت ورزش کنید. کم کم تفاوت رو حس خواهید کرد و بعد از مدتی از تناسب و شکیل بودن اندامتون لذت خواهید برد.

5-       از امروز حداقل 10 دقیقه برقصید. آهنگ مورد علاقه تون رو بزارید و نای نای کنید. فکر کنید دارید برای یک میلیون نفر دارید برنامه اجرا میکنید. پس به زیباترین شکل ممکن و با تمام احساستون برقصد.

 

 

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۳ | 21:24 | نویسنده : پری دریایی |


معشوقه (4)


 



زن ساده ، صادق، راضی و همیشه مودب ... فانتزی ذهن مرا خراب میکند !

اغواگر باش  و سرکش !

همیشه زیبا باش و  وسوسه انگیز !

و هرگز تسلیم نشو

هرگز...


قبل از اینکه یکی دیگه از رازهای معشوقه رو بررسی کنیم، میخوام یه توضیح کوچولو بدم.

همه ما کلمات آنیما و آنیموس رو شنیدیم. در روانشناسی اینطور گفته میشه که هر انسانی هم دارای بعد مردانه (آنیموس) و هم دارای بعد زنانه (آنیما) است. مردان بطور طبیعی آنیموس قوی دارن و زنان هم دارای آنیمای پرقدرتی هستن. آنیما مظهر ویژگیهای زنانه است و آنیموس تمام خصوصیات مردانه رو در خودش جا میده. از نظر روانی، وقتی یک مرد عاشق زنی میشه، یعنی در واقع آنیمای اون زن با آنیمای درون مرد مطابقت پیدا کرده و برای همین مرد از زن خوشش اومده. بزارید بحث رو ساده تر بکنیم.

فرض کنید مردی عاشق اینه که زن سفیدپوست باشه و ابرو کمون و چشم سیاه. قدش 155 باشه و موهای مشکی داشته باشه و یه خال سیاه هم بالای لبش داشته باشه. ناز و غمزه ش زیاد باشه و چادری هم باشه. اگه مرد روزی یه همچین دختری رو ببینه، درجا توجهش به اون دختر جلب میشه. حالا فرض کنید یه دختری با این مشخصات وجود داره. اما چادری نیست. اما انقدر زیرک و باهوش هست که وقتی متوجه علاقه مرد به این نوع پوشش میشه، با میل خودش چادر سر میکنه تا انتظار مرد رو براورده کنه.

دلیل اینکه الان می بینید خیلی دخترها تو جامعه ما موهاشون رو رنگ میکنن و آرایشهای تند دارن، یا رفتارهای خاصی دارن، همه شون برای جلب توجه پسرهاست. و میخوان از این طریق با آنیمای مرد مطابقت داشته باشن. البته این دلیل نمیشه که این دخترها معشوقه قوی داشته باشن. چون معشوقه فقط خوش ظاهر و خوش پوش نیست؛ هزار و یک راز و رمز هست که در زنهای معشوقه وجود داره و فقط منوط به این یک مورد نمیشه. به قول حافظ بزرگوار:

هزار نکته ی باریکتر ز مو اینجاست           نه هر که سر بتراشد، قلندری داند

این نشون میده که معشوقه همیشه مراقبه تا بتونه تاثیر خوبی در دیگران بجا بزاره و شخصیت خودش رو از روی عکس العملی که در دیگران ایجاد میکنه، بهتر میشناسه. برای همین به نظر میرسه که اصالت نداره و یه جورایی غیرواقعی هست! اما معشوقه با این روش، در واقع آنیمای مرد رو فرافکنی میکنه و از این راه به پاداش بزرگی دست پیدا میکنه. و جالب اینجاست که هرچقدر هم مصنوعی بنظر بیاد، باز مرد رو جذب خودش میکنه!



معشوقه از یکنواختی بدش میاد و بسیار متنوع هست. ممکنه یک روز در قالب یه دختر شیطون و سر به هوا ظاهر بشه، روز بعد تبدیل بشه به یه دختر خیلی نااااااز. روز سوم پر از لوندی باشه و روز چهارم تبدیل بشه به دختربچه ای دوست داشتنی، معصوم و خجالتی. همین تنوع شخصیتش هست که اون رو برای مردها جذاب میکنه و البته اسرارآمیز.

معشوقه خیلی خوب بلده با مردها طوری رفتار کنه که اونها رو تحت تسلط خودش دربیاره. حتی اخموترین و محکم ترین و بداخلاق ترین مردها هم در کنار این زن بعد از مدتی زره خودشون رو کنار میزارن، کودک درونشون رو آشکار میکنن و تبدیل میشن به پسربچه های دوست داشتنی. این به دلیل نحوه ارتباط معشوقه با مردش هست. هر انسانی دارای سه بعد شخصیتی هست: کودک، بالغ و والد. والد مرکز ارزشهای فرد هست. بالغ مرکز اندیشه و تفکره  و کودک مظهر احساسات آدمهاست. بدترین حالت ارتباطی بین زن و مرد اینه که زن از بخش والد خودش با کودک مرد ارتباط برقرار کنه. این میشه همون آمازون خانمی که خونه رو با کلاس درس اشتباه می گیره و شروع میکنه به امر و نهی و تحقیر مرد. اما بهترین حالت، زمانی هست که زن از طریق کودک درونش با کودک درون مرد ارتباط برقرار کنه. دخترکوچولوی درون زن، منبع احساسات زن و بخش طبیعی و خاص شخصیتش هست. در مورد مرد هم همینطوره. وقتی زن و مرد از بعد کودک درونشون با هم ارتباط برقرار میکنن، رابطه ای پر از شادی و خنده و بازی و احساسات قوی بینشون ایجاد میشه. این رابطه به هر دوشون آرامش میده. چون میتونن بدون ترس از قضاوت شدن، خود واقعیشون رو نشون بدن.

تمرین:

1-      هر شب 10 تا ویژگی خوب خودتون رو توی دفتر بنویسید. بعد خدا رو بابت داشتن اون ویژگیها شکر کنید و بعدش از خودتون هم تشکر کنید که اون ویژگی مثبت رو دارید. مثلن بنویسید: من هر روز ساعت 06:00 صبح بیدار میشم. هدایا شکرت شکرت شکرت که هر روز ساعت 06:00 صبح بیدار میشم. من، پری دریایی، از خودم خیلی ممنونم که هر روز ساعت 06:00 صبح بیدار میشم. بعد به خودتون توی آینه نگاه کنید و توی آینه از خودتون تشکر کنید.

2-      تصور کنید ملکه ای زیبا و برازنده هستید. وقتی راه میرید، تصور کنید تاجی از گرانبهاترین جواهر روی سرتون هست و دارید در سرزمین خودتون قدم میزنید. اگه یه وقت یادتون رفت، از هر زمانی که یادتون اومد باز این تمرین رو انجام بدین. حواستون باشه بچه ها. قرار نیست با انجام این تمرین سرتون رو بالا بگیرید و برای همه مردم قیافه بگیرید و افاده کنید یا مغرورانه توی جمع راه برید. یادتون باشه که معشوقه اخمو و افاده ای نیست؛ تکبر هم نداره. معشوقه از زن بودن خودش راضیه و از زیبایی و ظرافت اطمینان کامل داره. ما با این تمرین میخوایم بعنوان یک زن اعتماد بنفس پیدا کنیم. پس باید خودتون رو تو این تمرین پر از ظرافت و زنانگی تصور کنید. شیرین و دوست داشتنی باشید.


راز چهارم معشوقه اینه:

«معشوقه غرغرو نیست. اهل غیبت کردن و بدگویی نیست. معشوقه بلده بخنده و شاد باشه. کودک درون خیلی قوی و شیطون و فعالی داره. شاد و خندانه. از دیدن ساده ترین چیزها هم به وجد میاد و با ساده ترین وقایع هم شاد میشه. از ته دل میخنده و شادی میکنه. و با همین روش میتونه به راحتی از سرسخت ترین و جدی ترین مردها هم برای خودش عاشقان سینه چاک پرورش بده»





تاريخ : پنجشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ | 18:57 | نویسنده : پری دریایی |


معشوقه (3)



تو را زنانه می خواهم
زیرا تمدن زنانه است
شعر زنانه است
ساقه ی گندم
شیشه ی عطر

تو را سوگند به آنان که می خواهند شعر بسرایند… زن باش
تو را سوگند به آنان که می خواهند خدا را بشناسند… زن باش

(نزار قبانی)


وقتی شروع به بررسی معشوقه می کنیم، هر چه بیشتر با شخصیتش آشنا میشیم، پی می بریم که این زن متعلق به خودش نیست؛ بلکه به مرد تعلق داره!

معشوقه «زن ِ مرد» هست. یعنی زنی که متعلق به مرد هست. معشوقه با روانشناسی مردان آشناست و خصوصیات اخلاقی مردها رو خوب میدونه. میدونه مردها از چی خوششون میاد و از چی ناراحت میشن. مردها زن رو همیشه ارزیابی میکنن و برداشت اونها از زن خوب با اون چیزی که زنها فکر میکنن، فرق میکنه. پس برای اینکه بتونیم جنبه معشوقه رو در وجودمون پرورش بدیم، باید خودمون رو با مرد مطابقت بدیم. یعنی هم توقعات خودمون رو براورده کنیم و هم توقعات مرد رو. و البته که می تونیم. همه مون این کار رو بلدیم. این غریزه در حافظه تک تک سلولهای بدن ما حفظ شده.

حالا بیاییم ببینیم این تطابق با مرد یعنی چی؟

هر مردی در اعماق ذهنش تصویری از زن ایده آلش داره. این تصویر برای هر مردی منحصر به فرده. اما خطوط کلی این تصویر در تمام مردها یکی هست. مردها زنی رو میخوان که زنانه و لطیف باشه و بیشترین تفاوت رو باهاشون داشته باشه. این تفاوت هم در ظاهر زن باید باشه و هم در رفتارش. کمتر زنی میتونه کاملا با معیارهای ذهنی مرد خودش مطابقت داشته باشه. برای همین معشوقه باید باهوش باشه و بتونه نقش بازی کنه. این نقش بازی کردن اصلن برای معشوقه ناراحت کننده نیست. بلکه براش مثل یه بازی شیرین می مونه که در نهایت هم در قبالش پاداش بزرگی از طرف مرد دریافت میکنه. یک زن وقتی در نقش معشوقه قرار می گیره، خودش رو بهتر تجربه میکنه و با هویت خودش به عنوان یک زن خیلی بیشتر ارتباط برقرار میکنه.

مثلن، بیشتر مردها دوست دارن موهای خانمشون بلند باشه یا خانمشون توی خونه دامن بپوشه. یا ممکنه مردی از دختر خجالتی خوشش بیاد. بعشی مردها دوست دارن زن محبوبشون ازشون حرف شنوی داشته باشه. بعضی مردها دوست دارن موهای زن مورد علاقه شون روشن و بلند باشه. بعضی ها از زن مومشکی خوششون میاد. اینها همه فانتزیهای ذهنی مرد هستن. هیچ اشکالی نداره که زن این آرزوهای قلبی و پنهان مرد رو براورده کنه. زن بنا به فراست و هوش خدادادش این فانتزیهای مرد رو حس میکنه. و زنی در ارتباط با مردها برنده است که در ظاهر و شخصیتش بیشترین تطابق رو با تصورات مرد به وجود بیاره. این کار یه جورایی مکر و حیله گری به حساب میاد. اما این مکر ماهرانه زن هم برای خودش و هم برای مرد شیرین و دلپذیر هست. معشوقه تا جایی که میتونه روی تضادها تاکید میکنه. توی لباس پوشیدن سعی میکنه تا جایی که ممکنه متفاوت از مرد لباس بپوشه. دامنهای رنگارنگ، پیرهنهای زیبا، کفش پاشنه بلند، لاک خوشرنگ، آرایش ملیح زنانه و... همه شون مرد رو بشدت به سمت زن جذب میکنن. لباسی که معشوقه بر تن میکنه، کاملا نشان دهنده ظرافت و شکنندگی شخصیتش در مقابل مرد هست. طرز راه رفتنش آروم و با طمانینه هست و با مقداری ناز همراهه. تُن صداش زنونه، گرم و لطیفه. حرکاتش به آرامی هست. لبخندش دلکش و زیباست. مجموع اینها در کنار هم به معشوقه کمک میکنن در جلب حمایت و توجه مرد دلخواهش موفق باشه، رویاهای مرد رو تسخیر کنه و ملکه قلب و ذهن و روح مرد بشه.

پس برای اینکه معشوقه رو بیشتر در خودمون پرورش بدیم، باید 2 تا کار انجام بدیم:

1-      ببینیم به عنوان یک زن از خودمون چه انتظاری داریم. و مطابق با اون انتظارات خودمون رفتار کنیم.

2-      ببینیم مرد ما چه انتظاری ازمون داره و دوست داره ما رو چه جوری ببینه.

راز سوم معشوقه در این جمله خلاصه میشه:

«مرا به گونه ای تربیت کرده اند تا یار و مونس مرد باشم»

 

تمرین:

1-      هر شب 10 مورد از ویژگیهای مثبتمون رو می نویسیم. این همون تمرین قبلی هست و برای افزایش خودباوریمون باید از حالا تا اطلاع ثانوی این تمرین رو انجام بدیم.

2-      ویژگیهای مثبتمون رو با آب و تاب بیشتری می نویسیم. مثلن: «من دست پخت خیلی خوبی دارم. غذاهایی که می پزن همیشه خوشمزه میشن. وقتی غذا درست میکنم، همه از غذای من راضی هستن. هر غذایی که درست میکنم، همه موادش کاملن اندازه است. مخصوصا قرمه سبزی رو خیلی خوب درست میکنم...». وقتی اینجوری می نویسیم، روی اون ویژگی بیشتر تمرکز می کنیم و اینطوری خیلی زودتر به خودباوری می رسیم.

3-      توی دفترمون انتظاراتمون رو از خودمون به عنوان یک زن می نویسیم. می نویسیم دوست داریم چه مدلی باشیم. لباس پوشیدن، ظاهر و چهره و اندام، رفتارهای اجتماعی، طرز لبخند زدن و... همه و همه رو می نویسیم. لازم نیست این فهرست رو یک روزه اماده کنید. به خودتون فرصت بدین و هر روز یه بخشی به لیستتون اضافه کنین.

خب، بحث شیرین معشوقه در همینجا


نه نه. هنوز تموم نشده. ادامه دارد ...


منتظر شنیدن خبرهای خوب از معشوقه های دوست داشتنی هستم.



تاريخ : جمعه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۳ | 0:17 | نویسنده : پری دریایی |

 

معشوقه (2)

 


خنده ات طرح لطیفی است که دیدن دارد

ناز معشوق دل آزار خریدن دارد

فارغ از گله و گرگ است شبانی عاشق

چشم سبز تو چه دشتی است! دویدن دارد.

شاخه ای از سر دیوار به بیرون جسته

بوسه ات میوه ی سرخی است که چیدن دارد...

(کاظم بهمنی)


خب، بیایید بریم یه گشتی توی شهر آتن بزنیم و بعد باز بریم پشت در خونه ی یکی دیگه از هتایراها فالگوش وایسیم تا ببینیم هتایرای بزرگ ما برای جوونترها کدوم راز زنانگی رو آشکار میکنه...

حتمن شما هم در اطرافتون بارها زنهایی رو دیدین که ظاهرا خیلی معمولی هستن، هیچ زیبایی خاصی ندارن و از تمام ظرافتهای ظاهری زنانه بی بهره هستن. اما همه دوستشون دارن و یک گردان عاشق سینه چاک دارن که حاضرن براشون از جان عزیزشون هم بگذرن. سوالی که در مواجه با این زنها به مغز ما خطور میکنه، اینه که چرا با وجود ظاهر معمولیشون انقدر در مسائل عشقی موفق هستن. ممکنه فکر کنیم این زنها حتمن خیلی شانس دارن. به نظرتون دلیلش چی میتونه باشه؟

« این زنها خوش شانس تر از بقیه نیستن. فقط خودشون رو عاشقانه دوست دارن».


دوست داشتن معنای وسیعی داره. نمیشه فقط با تکرار طوطی وار یک جمله، به دوست داشتن خود رسید. خیلی ادمها هستن که ادعا میکنن عاشق خودشون هستن. اما وقتی به رفتار و روش زندگیشون نگاه می کنیم، می بینیم اصلن اینطور نیست.

پس خویشتن دوستی یعنی چی؟

یعنی مثل یک مادر خوب و دلسوز از خودمون مواظبت کنیم. اگه مواظب تناسب انداممون هستیم، به خاطر عروسی دختر همسایه نباشه؛ به خاطر خودمون و سلامتیمون باشه. در عین حال، اگه قسمتهایی از بدنمون ایده آل نیست، خودمون رو بخاطرش سرزنش نکنیم. اونچه که زن رو برای مرد خواستنی و دوست داشتنی میکنه، زیبایی زن نیست؛ بلکه اعتماد به نفس و خویشتن دوستیش هست

وقتی زنی خودش رو دوست داره، انگار ستون نوری از اسمون اون رو در هر لحظه در بر می گیره و تاجی از گرانبهاترین جواهرات بر سرش میزارن. صورت این زن از شادی می درخشه و چشمانش پر از شور زندگی و اعتماد بنفس هستن. نگاهش در عین ظرافت و زنانگی، پرصلابت هست. قامتش افراشته است و با نوعی غرور شیرین زنانه قدم برمیداره. مهم نیست لباس این زن چقدر می ارزه. اصلن شاید کهنه ی خواهرش رو تن کرده باشه. مهم نیست جواهراتش اصل هستن یا بدلی. مهم نیست خونه اش توی کدوم قسمت شهر قرار داره. ممکنه این زن روستایی باشه یا چادرنشین. ممکنه یه دختر فقیر باشه که توی یک زاغه زندگی میکنه. اما عشقی که این زن به خودش داره، چنان جاذبه ای بهش هدیه میده که مردش دیگه به غیر از اون کسی رو اصلن نمی بینه. برای اون مرد، این زن سراسر لطف است و زیبایی و ظرافت. آوای دلاویزپرندگان و نوای روحبخش جویباران، لطافت گل سرخ و طراوت دانه های باران، همه و همه در وجود این زن جمع شدن. مردی که در کنار این زن قدم میزنه، احساس غرور و افتخار میکنه. چون میدونه چه مروارید گرانبهایی رو صید کرده. و همه جوره مواظب میشه تا گرد و غبار ناراحتی بر این مروارید ننشینه.

معشوقه به خاطر عشقی که به خودش داره، بشدت به مرزهای خودش احترام میزاره و برای مردی که کنارش قرار می گیره قوانین مخصوصی رو تعیین میکنه. هیچ مردی حق نداره این قوانین رو زیر پا بزاره. اگر خطایی از مرد سر بزنه، با عکس العمل معشوقه روبرو میشه و تاوان سختی پس میده. سوختن و ساختن برای این زن معنایی نداره. چرا باید بسوزم و بسازم؟ وقتی می تونم با مرد بهتری آشنا بشم، چرا باید خواستگار یا دوست عصبی و بداخلاقم رو تحمل کنم؟ ارزش من بالاتر از اینه که اجازه بدم مردی منو تحقیر کنه. بنابراین، رهاش میکنم.

معشوقه آویزون و وابسته به مرد نیست و به دنبال مرد نمیره. بلکه مرد در پی معشوقه است. معشوقه از رفتن مرد نمی ترسه: «چرا باید بترسم؟ من فوق العاده هستم. اون مرد اگه تمام دنیا رو هم بگرده، زنی بهتر از من پیدا نمیکنه. ». مردها قدر چنین زنی رو خوب میدونن و مسحور جاذبه ی قوی این زن میشن.


پس راز دوم معشوقه و شاه کلید موفقیتش این هست:

«همه آدمها رو دوست داشته باش؛ اما بیشتر از همه و قبل از دیگران عاشق خودت باش و هرگز به هیچ آدمی وابسته نشو».

 

تمرین:

من با تکرار عبارتهای تاکیدی برای خویشتن دوستی مخالفم. تکرار طوطی وار یک عبارت، مخصوصا در مورد خویشتن دوستی، هیچ تاثیری نداره. شما اگه 1000 بار هم تکرار کنید «من خودمو دوست دارم»، بار هزار و یکم حالتون از این جمله بد میشه. من معتقدم ما زمانی می تونیم عاشق خودمون بشیم که خودمون و تواناییهامون رو بشناسیم. برای این کار لازمه به خودمون یاداوری کنیم که چه خصوصیاتی داریم. هیچ کسی اجازه نداره حین انجام این تمرین غر بزنه و از چیزی شکایت کنه. معشوقه با غر زدن میونه ای نداره. یادتون باشه این تمرین اجباری هست. هیچ کسی حق  نداره از انجامش طفره بره. همه مون با هم باید انجامش بدیم تا بتونیم خویشتن دوستی و اعتماد به نفسمون رو بالا ببریم. 

یک دفتر مخصوص خودتون بردارید. از امشب توی دفتر 10 مورد از ویژگیهای مثبت خودتون رو می نویسید. این 10 تا ویژگی مربوط به هر چیزی میتونه باشه. مثلن، من بینی عقابی خیلی زیبایی دارم. یا من هر روز بموقع به محل کارم میرسم. من با بچه ها مهربونی میکنم. من ادمها رو راحت می بخشم.

مطالب کلی رو ننویسید. مثلن ننویسید: من خلاقیت دارم. یا من باسلیقه ام. این جمله ها معنا ندارن. بنویسید من سالاد رو قشنگ تزیین میکنم. من از وسایل دورریختنی کاردستیهای قشنگ درست میکنم. من گلها رو با زیبایی توی گلدون می چینم. تا میتونید ریز بشید و خصوصیات جدیدتری پیدا کنید. این دفعه که من دکوراسیون خونه رو چیدم، خونه مون خیلی شیک و قشنگ شده.

انجام این تمرین برای روزهای اول خیلی سخته. بعد از چند روز ممکنه کم بیاریم و فکر کنیم دیگه ویژگی خوبی نداریم. ولی کم کم راه میفتیم. این کار مثل یه سفر شگفت انگیز می مونه که اولش جاده پر از سنگلاخه . ولی وقتی جلوتر بریم، کم کم پرتوهای طلایی خورشید به ما خوشامد خواهند گفت.



تاريخ : چهارشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۳ | 20:39 | نویسنده : پری دریایی |


تاريخ : سه شنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۳ | 0:15 | نویسنده : سودابه |

 

با جذب همه کار می توان کرد، شکی در این نیست...پروردگار عالم از آن جایی که انسان را قدرتمند آفریده مانند خودش، به او این توانایی را داده تا رویاهای خود را تحقق بخشد اما...خوب است این یادمان باشد که، این خدای قادر و توانا، خود نیرویی عظیم تر دارد، نیرویی فرای قدرت ما...فرای تمام قدرت های عالم...نیرویی که به موازات نیروی ماست....پس وقتی اتفاقی برای ما می افتد بدون شک آن  اتفاق را خودمان جذبش کرده ایم، چه از اسرار جذب بدانیم و چه ندانیم، اما به اعتقاد من، پشت همه ی اتفاق های ریز و درشت زندگی ما، مهر تایید دیگری هم هست..خدا تمام لحظات ما را، تمام تصمیمات ما را نظاره گر است... و هر جایی که صلاح بداند حتما از قدرت عظیمش برای هل دادن یا متوقف کردن ما استفاده می کند!..

پس به واسطه ی اتفاقاتی که در زندگی تان افتاده است چه شیرین بوده چه تلخ خودتان را آزرده خاطر نکنید...به گمان من، همیشه بهترین اتفاق ممکن برای من می  افتد حتی اگر از نظر من بدترین حالت باشد...

بنابراین، برای هرچیزی که می  خواهید ، برای هر رویایی که در سر دارید، تلاش کنید و مهربانانه از خدا بخواهید که به تلاش و رویای شما وجود ببخشد،...

شاید سخت باشد، می دانم... اما هیچ کسی بیشتر از خداوند، با ما مهربان نیست... پس بهتر است خواسته هایمان را به او بگوییم و برای رسیدن به آنها، تلاش کنیم...من ایمان دارم تلاش های ما هرگز به هدر نمی رود...

 

در آغازین روزهای سال نوی خورشیدی، برای همه ی اهالی خوب وبلاگم، روزهایی پر از برکت وعشق طلب می کنم...

و آرزو می کنم خداوند برایتان آن چیزی را بخواهد که شما خود خواسته اید...


پروردگارا

 اکنون اراده ی شخصی خود را بر محراب می نهم تا قربانی اراده ی تو شود .

اراده ی تو نه اراده ی من .

به وقت تو نه به وقت من

.طریق تو نه طریق من

.چنین است که آنچه طلبیده ام در یک چشم به هم زدن انجام می پذیرد.



تاريخ : جمعه هشتم فروردین ۱۳۹۳ | 8:31 | نویسنده : سودابه |

معشوقه (1)



گفتیم که نهایت زنانگی باید هم جسم و هم روح زن رو دربر بگیره. اگه زنی بدون توجه به جنبه معشوقه خودش فقط به مادونا توجه کنه، کم کم تبدیل به یه قدیسه میشه. اگه مادونا رو به شکل نوری سفید تصور کنیم، معشوقه نوری گرم و سرخ فام خواهد بود؛ سراسر آتش و هیجان...

از معشوقه با عنوان هتایرا هم یاد میکنن. هتایرا در لغت به معنی «همراه» هست. دموستن، فیلسوف یونانی از هتایرا با عنوان «همراه مرد در شادیها» یاد میکنه. بیایید اول با هتایرا کمی آشنا بشیم. دونستن خصوصیات هتایرا به ما کمک زیادی میکنه تا بتونیم با ویژگیهای معشوقه بیشتر اشنا بشیم.

پس آماده بشین که با هم یه سفر کوچولو بکنیم به سرزمین یونان باستان. چشماتون رو ببندین و با من همراه بشین. از کوهها و دشتها عبور کنین و از فراز ابرها شهر آتن رو ببینین، جنب و جوش مردم رو نگاه کنین. توی میدون شهر کنار فواره ها فرود بیایین و چشمان زیباتون رو باز کنین.

در یونان باستان زنها نقشی در جامعه نداشتن.بیشتر زنها در اون روزگار خانه دار بودن و عمده کارشون بچه داری و تربیت فرزند بود. توی اون جامعه زنانی بودند که هتایرا نامیده میشدن. زندگی این زنها کاملاً با سبک زندگی زنان خانه دار متفاوت بود. هتایراها برخلاف بقیه زنها ازدواج نمیکردن، زنانی آزاد، مستقل و تحصیل کرده بودن، با ادبیات و هنر و فلسفه کاملاً آشنا بودن و در امور ماوراءالطبیعه هم مهارت داشتن. توی خونه ی هتایرا همیشه مردان بزرگی مثل سیاستمداران، شاعران، فیلسوفان و موسیقیدانها جمع میشدند و از مشاوره با این زنان بهره می گرفتن و یا ایده های هنری و کاریشون رو از این زنان الهام میگرفتن. هتایراها به خاطر اطلاعات و تحصیلات بالاشون می تونستن در جشنها و مراسم مختلف صحبت و اظهار نظر بکنن.

از هتایراهای معروف و تاثیرگذار اون زمان میشه به آسپاسیا اشاره کرد. این زن مورد توجه فیلسوفان، هنرمندان و ادیبان یونان قدیم بود: سوفوکل، فیدیاس و سقراط از جمله عاشقان آسپاسیا بودن. تائیس، معشوقه اسکندر مقدونی هم یکی از هتایراهای قدرتمند یونان بود که به واسطه نفوذی که بر اسکندر داشت، باعث شد پس از اشغال تخت جمشید، این مکان عظیم تاریخی رو به آتش بکشه. فرین هم یکی از هتایراهای قدرتمند و جذاب بود که الهام بخش مجسمه ساز یونانی در ساخت تندیس آفرودیت، ایزدبانوی عشق در فرهنگ یونان باستان شد.


هتایرا زنی است دانا با شخصیتی چند بعدی: شرافت، صداقت، شرم زنانه، هوش سرشار، تیزفهمی و عشق بی نهایت به تمام مردان از خصوصیات بارز هتایراست. معمولاً هتایراها بصورت ویژه آموزشهای لازم رو می دیدن و برای دلربایی از مردان آماده میشدن. این زنان علاوه بر استقلال مادی و اجتماعی و تحصیلات بالا، معشوقه های فوق العاده ای بودن و قادر بودن به عمق روح مرد نفوذ کنن و علاوه بر اون تمام نیازهای جس×می مردان رو هم برآورده کنن. جالبه بدونید که یک خانم هتایرای کامل و ایده آل بر 64 رشته هنری تسلط داشت که از اون جمله میشه به اینها اشاره کرد: آواز خواندن، رقص، نواختن سازهای موسیقی، گل آرایی، دکوراسیون منزل، افسونگری و جادو، شعبده بازی، قصه سرایی و نمایشنامه خوانی، حکاکی روی چوب، دانش ذوب فلزات، معماری، ساخت چیستان و معما، تهیه عود و لوازم آرایش، شمشیربازی، تیراندازی با کمان، شنا و ... . به خاطر گستردگی تواناییهای هتایراها، این زنان همیشه مورد ستایش مردان زندگیشون بودن.  این زنان استاد ارتباط با مردان بودن: مرد رو بخوبی درک میکردن، هنرشون رو به مرد هدیه میدادن و جسم و روح مرد رو از لذت و سرخوشی سیراب میکردن. هیچ مردی یارای مقاومت در برابر افسون این زنان رو نداشت. روابط هتایرا با مردان زندگیش پر بود از احساسات متناقض و آتشین: عشق و حسادت، نوازش و قهر و جدایی.

اما چرا هتایرا یا همون معشوقه انقدر برای مرد جذاب هست؟

...

بیایین یواشکی بریم پشت در خونه ی یکی از هتایراهای باتجربه که داره به جوونترها رموز دلربایی رو یاد میده، فالگوش وایسیم. گوشهامون رو تیز کنیم، ببینیم چی داره بهشون میگه.

 

هتایرا طوری به مرد دل می بنده که هر زمانی که اراده کنه میتونه مرد رو ترک کنه و به سراغ مرد دیگه ای بره. در عین حال محبت این زن چنان در قلب و جان مرد می نشینه که مرد خودش نمیتونه این زن رو ترک بکنه...

 

این راز اول معشوقه است.



تاريخ : شنبه دوم فروردین ۱۳۹۳ | 23:18 | نویسنده : پری دریایی |