چهارشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۱ | 22:51 | نویسنده -
همسرجانم.... چشم هایت را ببند....می خواهم چشم هایت شوم و تو را با خود به جایی ببرم ..... به جایی که هرگز نرفته ای و باید بروی.... چشم هایت را بستی؟!.... دستت را در دستم بگذار... و فقط همراهم شو.... باید تو را به سفری ببرم....سفری به درونم... می خواهم زنده زنده کالبد شکافی ام کنی!.... می خواهم کشفم کنی... وقت زیاد نداریم.... باید که عجله کنی... خیلی خیلی وقت تنگ شده است... همسرجانم... به درونم بیا و کشفم کن....منتظرم تا لبخند پیروزمندانه ات را زودتر ببینم...
راستی...مراقب من باش!...مبادا که در پی کشفت، تَرَک بردارم...مبادا که گوشه ای از من بِپَرَد !.....مراقبم باش