آیا میتوانیم متفاوت باشم
بزرگ ترین مانع برای رسیدن ترس هایی است که ممکن به هر دلیلی تو وجود ما باشه ... ترس از انجام بعضی از کارها ... یک قانون وجود داره که میگه موفقیت در یک جنبه از زندگی باعث تسریع در موفقیت در جنبه های دیگه ای از زندگی میشه ... گاهی ما از انجام بعضی از کارها پرهیز میکنیم برای اینکه میترسیم موفق نشیم ... میخوام خوب به ترسهاتون فکر کنید ...
توی کتاب بنویس تا اتفاق بیافته ...موضوع مهمی مطرح میشه یه خانومی که منتظر همسر الهی اش بوده با نامه نوشتن به همسرش پی می بره که نگران و میترسه که زندگی اش با اون مثل کسانی که باهم دچار مشکل و تنش هستند دچار مشکل بشه ... اون خوب فکر میکنه و براش اینطور مینویسه :
یار غار و شوهر عزیزم
هنوز هم به ازدواج های نا موفقٰ عدم خوشبختی افرادی که طلاق میگیرند و کشمکش ها و نا رضایتی دائم برخی از دوستان متاهل فکر کنم و نمی توانم حواسم را به سرمشقهای مثبت معطوف کنم بلی اگر حقیقت را بخواهید اصلا دوست ندارم جای کسانی باشم که زندگی زناشویی دشواری دارند و نمیخواهند آن را تغییر بدهند .
هر چه بیشتر در باره ترسها خود نوشت به این نکته بیشتر پی برد که این ترس مانع از تجربه کردن عشق و صمیمیتی میشد که در آرزوی آن بود
در نهایت مینویسد :
" چیزی که ما را از هم دور نگه داشته ترس من است .ترس از اینکه با هم دعوا کنیم اعصاب همدیگر را خرد کنیم و از زندگی آنطور که باید و شاید لدت نبریم اما در نهایت ترس من از خر حمالی و نفرت در زندگی زناشویی است من ازدواج هایی را که از همه دشوار تر به نظر میرسند نمونه ای از آن چیزی میبینم که در آینده خواهم داشت"
آیا ممکن است زندگی ما متفاوت باشد
از اینجا به بعد با شماست ... خوب به ترسهاتون فکر کنید ...از ترسهاتون بنویسید
بعد بنویسید که میخواهید زندگی تون با همسرتون چطوری باشه ... براش بنویسید که شما میخواهید در جهت مثبت تغییر کنید و زندگی آرامی رو کنار همسرتون داشته باشد
میخوام خوب با دقت به زوج های اطرافتون نگاه کنید خواهر برادرتون یا دوستان و نزدیکانتون اونهایی که به تازگی ازدواج کردن ...چه نکات مثبتی توی رابطه هاشون میبینید که دوست دارید شما هم با همسرتون همونها رو تجربه کنید خوب با دقت نگاه کنید و یاد داشت کنید تا حواستون باشه که باید چه کارهایی انجام بدید ...